تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
( ( 590 ) ) گر گريزى بر اميد راحتى ز ان طرف هم پيشت آيد آفتى

هر نوع زندگانى براى خود انتخاب كنى بدون ناراحتى نخواهد بود

اين قضيه را كه جلال الدين گوشزد مىكند ، يك جريان عمومى است كه همگان آن را در زندگانى خود احساس كرده‌اند و احتياجى به آوردن شاهد و مثال ندارد . آن چه كه مهم است درك علل و انگيزه هاى اين ناراحتىها است و الا وجود ناملايمات تقريباً در اساس زندگانى انسانى بوده است ، تا جايى كه در اشعار و امثلهء سايرهء هر قوم و ملتى مىتوانيم ببينيم . صائب تبريزى مىگويد :
ز خنده رويى گردون فريب رحم مخور كه رخنه هاى قفس رخنهء رهايى نيست
براى توضيح اجمالى در بارهء عوامل و انگيزه هاى ناملايمات مىگوييم : ناملايماتى كه گريبان گير انسانها مىشود به چند گروه تقسيم مىگردد : گروه اول - آن ناملايمات هستند كه ناشى از ظرافت و حساسيت حيات در مقابل ماده و خواص آن است . اين گروه را به ( ناملايمات حيات ) تعبير مىكنيم - جاى ترديد نيست كه اصل حيات خواه از نظر به وجود آوردن مقتضى براى بقاء و خواه از نظر بر طرف كردن موانع از سر راه خود همواره با ماده‌اى كه داراى بعد و خشونت و ثقل و تصادم و تزاحم است سر و كار دارد . حيات در پشت پردهء كالبد جسمانى براى خويش از نظر درك و احساس لذت و الم قلمروى دارد و آن چه را كه ماهيت حيات مىخواهد بايستى از ماده يا به وسيلهء ماده تأمين نمايد ، مىدانيم كه مثلًا ماهيت خواستن از مقولهء كيفيت است ، ولى آن چه كه در قلمرو