مطالبى را به عنوان دانش مىتوانيم بيندوزيم و نيز مىدانيم كه هيچ معلولى بدون سابقه علت نمىتواند تصادفاً وجود داشته باشد .
اين اصول با قطع نظر از عينكهاى سفسطه بازى و اصطلاح باقىهاى حرفهاى تحقق دارند .
تغييراتى كه در جهان هستى و زندگانى ما صورت مىگيرد اصول مزبوره را دگرگون نمىسازد .
گروه دوم - اصولى است كه بعنوان مصاديق و موارد تطبيق اصول ثابته در نظر مىگيريم . مثلًا در دورانى كه از تاريخ گروهى از اصول بديهى رياضى ( آكسيوم ) تلقى مىشوند ، سپس با گذشت زمان و پيش رفت دانشها همان آكسيومها مورد ترديد نظر قرار مىگيرند ، اين تغييرات در رو بناى آن اصول واقع مىشود كه مىگويد : فعاليت رياضى در مغز انسانى به عنوان يك اصل ريشه دار ثابت است ، اگر چه محصول فعاليتهاى رياضى در هر دوره و در ميان شرايط مخصوص اصول معينى را نتيجه مىدهد كه در معرض تغيير و تبديل قرار گرفته است و از همين قبيل است تمام اصول روبناى زندگانى ما . اين اصول با نظر به عوامل و شرايط معين ، براى ما نقطه اتكا و بيان كننده نقطه قرارگاه ما مىباشد و سنجشها و محاسبات روى آنها انجام مىگيرد . در عين حال با يك آگاهى مختصر اين اصل جريان و تغيير را هم كه از اصول ثابت است در نظر مىگيريم و در ارزيابى هر اصل مىگوييم : آيينه كه امروز صورت ما را نشان مىدهد ممكن است براى فردا اين خاصيت از آن سلب گردد و اگر اين ترازو امروزه مىتواند كالاى ما را به طور دقيق بسنجد ، ممكن است فردا شرايطى پيش بيايد كه ترازو نتواند مقياس سنجش منطقى بوده باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 318
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١٨