( هنگامى كه حضرت ابراهيم به خدا عرض مىكند آيا از نسل من هم پيشوايان براى جوامع قرار خواهى داد ، خداوند مىفرمايد : ( پيمان امامت و پيشوايى نصيب ستمكاران نمىباشد ) ) البته مقصود از ستمكاران چنان كه از معناى لغوى آن پيدا است انحراف به معناى عمومى آن است و همچنين آيات ديگر كه مدار فضيلت را تنها علم و تقوا مىدانند : « . . . يَرْفَعِ الله اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَاَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجاتٍ 58 : 11 . . . » ( 1 ) ( خداوند درجات كسانى را كه ايمان داشته و براى آنان دانش عطا شده است با عظمت مىگرداند ) . و مانند : « . . . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ 49 : 13 . . . » ( 2 ) ( با شخصيتترين و كريمترين و عزيزترين شما در مقابل خداوند با تقواترين شما است ) . و همچنين ساير آيات كه مضامين فوق را در بر دارد . آيا پيامبر اسلام مىتوانست با وجود اين اصل ثابت كه عظمت و شخصيت انسانى با تكامل و رشد خود او است نه به جهت انتساب به پدر و مادر ، خاندان خود را بر ديگران مقدم داشته و بدون دليل و از روى هوى بگويد : پاداش رسالت من محبت به فرزندان من مىباشد ؟ به همين جهت است كه تاريخ حساس اسلام خاندان پيامبر يعنى آن افراد را كه مورد توصيه او قرار گرفتهاند داناترين و شجاعترين و با تقواترين مردم معرفى كرده است . اما مسئله مقررى خمس سود ويژه ، تخصيص بسيار مفيدى است بدون اين كه براى سادات شخصيت مخصوص حقوقى ايجاد كند ، اين تخصيص مشخص ساختن فرزندان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 320
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٠
هامش
( 1 ) سوره مجادله ، آيهء 11 . .
( 2 ) سوره حجرات ، آيهء 13 . .