تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
ناخود آگاه راه ها رفته و در نتيجه منحرف شده‌ام ، اما چون در حال مستى بوده‌ام تو پوزش مرا بپذير . اگر چه اين پير زن فرتوت ناخنهاى مرا بريده است ، اما اگر باز تو پشتيبان من باشى ، من مىتوانم با همين ناخنهاى بريده پرچم خورشيد را بكنم . اگر چه بال و پرم را اين پير زن كوتاه كرده است ، اما اگر سايهء چون تو پادشاهى بر سرم بوده باشد ، چرخ با آن عظمت در بازى هستى نمىتواند با من تكاپو كند . اگر تو مرا قوت ببخشى كوه را از جاى خود بر مىكنم ، اگر قلمى به من عطا فرمايى تمام علمها را مىشكنم . مگر من در اين وضع از يك پشهء ناچيز كمتر شده‌ام ، پشه با اراده خداوندى ملك نمرودى را بر هم زد . پرندگان ابابيل هم بسيار ضعيف مىنمايند ، چنان كه پيلهاى دشمنان هم خيلى قوى مىنمودند ، ولى اگر اراده خداوندى همراه هم باشد با سنگهاى كوچك مغز همان پيلان را مىآشوبم و پريشان مىكنم . سنگهاى كوچكى كه من مىافكنم ظاهرا هم اندازهء يك فندق است اما همين فندق كوچك در عمل كار صد منجنيق را مىكند . اگر چه اين سنگى كه من دارم به اندازهء يك نخود ناچيز است ، ولى همين سنگها در موقع جنگ و پيكار نه سر مىگذارد و نه كلاه جنگى . موسى عليه السلام با يك عصا وارد ميدان كار زار شد و با همان عصا فرعون و فرعونيان را با اسلحهء فراوانشان نيست و نابود كرد . همهء پيامبران الهى در بارگاه ربوبى را زده و از آن بارگاه استمداد كرده و به تمام آفاق جهان به تنهايى پيروز شده‌اند . حضرت نوح عليه السلام با مشيت خداوندى امواج طوفانى را مانند شمشير در نابود كردن كفار و تبه كاران به كار برد : خداوند متعال به پيامبرش مىفرمايد : كه سپاه زمينى در مقابل عظمت تو چيزى نيست ، به آسمان بنگر و ماه را دو پاره كن ، تا آن افسانه هاى كهن كه در باره ماه و اختران مردم را به خود مشغول داشته و يكى را سعد و ديگرى را نحس مىخوانند از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 245 | محمد تقي جعفري