اين نكته را هم متذكر مىشويم كه مباحثى را كه در بارهء زمان مطرح كرديم از حدود چند مقدمه براى بحث نهايى تجاوز نمىكند ، ولى اين مباحث مىتواند تا حدودى مقصد جلال الدين را از ابياتى مانند بيت مورد تفسير روشن بسازد .
( ( 185 ) ) بر مثال موجها اعدادشان
در عدد آورده باشد بادشان
( ( 186 ) ) مفترق شد آفتاب جانها
در درون روزن ابدانها
مردان الهى در يك وحدت عالى با يكديگر متحد مىباشند
اين مسئله هم بارها در كتاب مثنوى مورد تذكر قرار گرفته است :
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهاى شيران خداست
ولى ، كثرت موج تو را در غلط انداخته است .
اين اتحاد و يگانگى را در نمودهاى ابتدايى روان كاملًا مىتوان مشاهده كرد هنگامى كه يك ايدهء عالى مورد پذيرش گروهى قرار گرفت ، افراد آن گروه با تمام اختلافات در شئون زندگانى ، بلكه با تمام اختلاف در اجزاء درونى و برونى داراى يك وحدت عالى روحى مىباشند كه لذايذ و آلام آنها در حقيقت از يك انگيزه و به يك ماهيت نمودار مىگردد و اين مطلب بسيار روشن است .
آن گاه كه ايده آل خود خدا مىباشد و گروندگان با تمام شخصيتشان به اين ايده آل مىگروند ، ارواح آنان كه در حقيقت زير بناى كالبد مادى و شئون طبيعى شان مىباشد ، چنان اتحادى پيدا مىكنند كه با اين كه هر يك از افراد آنها زمان و مكان و خصوصيات مشخصى را اشغال مىكنند ، با اين حال در يك اتحاد معقول و روحانى به سر مىبرند . اما اين ماييم كه با ديده گان معمولى فرديت آنها را به حساب آورده و