طبيعت اين كلاغ پليد بسيار ماهر است . چشم را باز كن و در حال نيم خواب زندگانى را به بازى مگير ، زيرا - اين موجود پليد به همه فنون شطرنج اين دستگاه طبيعت آشنايى دارد ، تو را در جايى گلو گير مىكند كه ديگر نتوانى به هيچ وجه نجات پيدا كنى .
او مىتواند خسى در گلوى تو فرو برد كه سالها نتوانى از درد و نتايج بنيان كن او رهايى يا بى .
مىدانى اين خس كه در گلوى تو فرو مىرود و روزگار تو را تباه مىسازد چيست ؟ اين خس وحشتناك محبت ثروت و مقام است . آرى اين مال مانند خس است كه ثباتى ندارد ، اما مىتواند راه گلوى تو را گرفته از آشاميدن آب حيات جلوگيرى كند . اين مال دنيا چنان راه زن است كه اگر راه زنى آن را بربايد در حقيقت مانند اين است كه راه زنى راه زنى را ربوده باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 139
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٩