جايگاه خيالات و نيستى است . به همين جهت نيستها را هست مىپندارد . اما من كه از بارگاه ربوبى و به ديده گان خود سرمه كشيدهام ديده گان من جايگاه هستى است نه خانه خيالات و پندارها .
كمى به خود بياييد تا آن گاه كه در مقابل ديده گان شما مويى روييده است گوهر را مانند سنگ يشم خواهيد ديد و مادامى كه از خيالات عبور نكردهايد و آنها را پشت سر نگذاشتهايد ، هرگز گوهر گرانبها را از سنگ ناچيز تشخيص نخواهيد داد . ( 1 )
هامش
( 1 ) جلال الدين در ابيات فوق مطابق روش وحدت وجود مباحث را مطرح ساخته و با تشبيهات بسيار عالى مطلب را پرورانده و از نظر فنى نهايت مهارت و كمال روحى را در اين مسئله نشان داده است ، ولى چنان كه بارها گفتيم با نظر به حقايق فراوان ديگر كه خود جلال الدين هم از آنها دفاع مىكند بايستى مطلب فوق را ناشى از احساس شخصى جلال الدين بدانيم كه از شدت احساس قرب انسان به خداوند سرچشمه مىگيرد . .