تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مقام شامخ آشنا ساخته و تدريجاً خود او را نه مفاهيم ساختگى و آثار او را خواهم پذيرفت و الا در ظلمتكده نادان خواهم ماند و او مرا نخواهد پذيرفت ) . بايستى براى پذيرش آن جمال عالى به دست آورد ، زيرا - او جميل است و جمال را دوست دارد . مگر قرآن مجيد نمىفرمايد : پاكيزگان براى پاكيزگان هستند ، آرى همواره خوب است كه خوب را جذب مىكند . اگر تو در تمام موجودات جهان به دقت بنگرى خواهى ديد كه هر چيزى با هم جنس خود در سير و حركت است گرمىها گرمىها را سردىها سردىها را جذب مىكنند . همواره موجودات باطل با هم جنس خود الفت مىگيرند ، در صورتى كه اهل رشد و كمال كه بقاى ابدى نصيب آنها است امثال خود ( اهل رشد و كمال ) را جذب مىكنند . آرى :
ناريان مر ناريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند صاف را هم صافيان طالب شوند درد را هم تيرگان جاذب بوند زنگ را هم زنگيان باشند يار روم را روميان افتاد كار
تو هنگامى كه چشم حقيقت بين را ببندى چون در طبيعت چشم ديدن نهاده شده است از اين راه براى تو اندوه و اضطرابى خواهد رسيد ، مگر چشم بيننده مىتواند خود را از نور روزنه كنار گيرد ؟ تو هنگامى كه به اختيار خويش ديده گان خود را مىبندى ، در حقيقت به جان كندن خود اقدام مىكنى ، زيرا - چشم توانايى جدايى از روشنايى روزنه را ندارد . ( مقصود بسيار روشن است كه جلال الدين مىخواهد اين حقيقت را آشكار كند كه هر وسيله‌اى كه به ما عطا شده است براى فعاليتى است كه بايستى در اين جهان هستى انجام بدهد و ما اين اصل را در بررسى ابيات بيان كرديم ) . آيا هيچ مىدانى كه درد و اضطراب تو در باره ديدن از چه ناشى شده است ؟ اين درد و اضطراب از آن جا ناشى شده است كه تو ديده گان خود را باز كرده‌اى ، ولى براى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 129 | محمد تقي جعفري