تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
بسازد . حضرت آدم فورا پشيمان گشته ، گفت : از اين نگاه تحقير آميز توبه مىكنم ، ديگر پس از اين انديشهء گستاخانه بمغزم راه نمىدهم . اى خداى من اين جرات را به بندهء خود ببخش . اى پناه ده پناهندگان ما را به راه راست هدايت فرماى . در اين جهان پر از اسرار نمىتوان به دانشها و بىنيازىها افتخار ورزيد . خداوندا آن دلى را كه از روى كرم خود هدايت فرموده‌اى ملغزان . رويدادهاى بد را كه قلم سر نوشت براى ما نوشته است از ما بگردان . سر نوشت بد را از ما منصرف كرده ما را از مجمع اخوان الصفا بر كنار مفرماى . « باز در اينجا هيجان روحى جلال الدين اوج گرفته حالت نيايش عالى به او دست مىدهد » :
اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا ( ( 3903 ) ) تلختر از فرقت تو هيچ نيست بىپناهت غير پيچا پيچ نيست
خداوندا جامه‌اى را كه از هوى و هوس پوشيده‌ايم خود جامهء موجوديت واقعى ما را از تن ما مىكند ، آرى جسم ما است كه لباسهاى معنوى روح ما را در مىآورد . وسايل زندگانى ما كه به طور مجموع و هماهنگ بايستى وظيفهء حياتى خود را ايفاء كنند يكديگر را از بين مىبرند و توجه ندارند كه بدون وسايل هيچ يك نمىتوانند وظيفهء موجوديت خود را به طور صحيح انجام بدهند . ( گاهى رؤياها و انديشه ما را از دست ما مىگيرد . گاه ديگر براى اشباع غريزهء جنسى هر گونه احساسات خود را لگدكوب مىكنيم ) . آرى از اين ناخود آگاهى كه تمام اجزاء وجودى ما را فرا گرفته است ، پناهى غير از امان تو وجود ندارد اگر جان ما از اين خطرهاى وحشتناك و نابود كننده بگذرد ، عوامل عقب ماندگى و بيم و هراس را از خود دور خواهد كرد ، زيرا - اگر جان انسانى نتواند و اصل جانانش شود ، براى ابد در نابينايى و پستى سقوط خواهد كرد . اى پروردگار ما اگر تو راهى در مقابل جان ما نگسترانى ، اين جان عزيز ما