حيوانات را روح تازه مىدمد و باران خزانى هم وجود دارد كه آنها را افسرده مىنمايد .
از همين جا بايستى بدانى كه آثار همين موجودات در عوالم مختلف گوناگون مىباشد .
بدين سان در جهان پشت پرده هم انواع موجودات آثار گوناگونى دارند .
اگر موجود انسانى از ابدال و اولياء الله بوده باشد ، آثار نمودهاى درونى او غير از آثارى است كه يك انسان معمولى طبيعى « كه فقط زندگى مىكند و مىميرد » ، در درون خود احساس مىكند . باران بهارى درختان را شكوفان مىكند و اما اگر خود درخت خشكيده باشد ، همين باران زنده كننده در آن اثرى نخواهد بخشيد .
به قول سعدى شيرين سخن :
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست
در باغ لاله رويد و در شوره زار خس
چنان كه باد كار خويش را انجام مىدهد يعنى به همهء نباتات و حيوانات مىوزد سپس سر راه خود مىگيرد ، همچنان نفحات حق كار خود را مىكند و بر انسانها مىوزد و مىگذرد گروهى از آن بهره بردارى مىنمايند و روح خود را نوازش مىدهند ، گروه ديگر بدون توجه مشغول چريدن در علفزار ماديات مىباشند .