روايت
جملهء » اليوم الذى خط بالقلم « در بعضى از آثار ديده مىشود و چنان كه گفتيم مضمون آن در بعضى از روايات وارد شده است كه مىگويد : « قلم در بارهء سر نوشتى كه در ازل نوشته فارغ شده است » . اين جمله در يكى از سخنان حسين بن على عليه السلام چنين وارد شده است : « ما شاء الله لا قوه الا باللَّه . خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف و خير لي مصرع انا لاقيه كانى به اوصالى تتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا . يملئون منى اكراشا جوفا و أجربة سغبا . لا محيص عن يوم خط بالقلم رضى الله رضانا اهل البيت نصبر على بلائه و يوفينا اجور الصابرين . ألا فمن كان فينا باذلا مهجته و موطنا الى لقاء الله نفسه فليرحل معنا فانى راحل مصبحا ان شاء الله . » ( 1 ) ( آن چه كه خدا مىخواهد صورت خواهد گرفت قدرت و قوهاى نيست مگر آن چه كه از نزد خدا سرازير مىشود . مرگ براى آدم آن چنان نوشته شده است ( يا دور گردن او دور زده است ) كه گلو بندى كه دور گردن زن جوان دور مىزند ، اشتياق زياد به ديدار نياكان خود دارم ، اشتياقى كه يعقوب عليه السلام به ديدن يوسف عليه السلام داشت . براى من جايگاه خواب ابدى گسترده شده است كه ناچار بايستى به آن جايگاه بروم و آن را دريابم . گويى مىبينم كه گرگهاى بيابانهاى ما بين كربلا و نواويس ( 2 ) اعضاى مرا پاره