بايد بگوييم اينان آن مرتبه از بهشت را مىخواهند كه پاسخ گوى اين خواسته ها بوده باشد .
در همين نشاهء زندگى دنيوى مىبينيم كه اشخاصى هستند كه شخصيت خويش را از لذايذ مادى متشكل مىكنند ، براى آنان ايده آلى غير از همان لذايذ مادى قابل تصور نيست ، لذا وجدان و تعقل آنان تنها در راه همين واحدهاى لذت بخش فعاليت كرده و به همين جهت شخصيت آنان از حدود مزبوره تجاوز نمىكند .
بنا بر اين اگر بهشت اين اشخاص تنها جايگاه بر آورده شدن همان احتياجات مادى باشد مخالف دادگرى خدايى نخواهد بود .
بلى مسئلهء ديگرى در اين جا مطرح است ، آن اين است كه هيچ دليل عقلى و نقلى وجود ندارد كه اثبات كند كه اين اشخاص به وسيلهء فضل الهى يا با شروع به فعاليتهاى اختيارى نمىتوانند از آن محدودهء لذايذ مادى بالاتر رفته ، به مراتب عالىتر كه در ذيل بيان مىكنيم نائل شوند .
مطلب دوم
- اگر نعمتهاى بهشتى كه سعادت نهايى ناميده شده است همان خوردنىها و آشاميدنىها و مسكنهاى زيبايى بود كه در اين جهان وجود دارد خداوند متعال آنها را در اين اندازه پست و ناچيز معرفى نمىكرد ، زيرا - هم آيات و هم روايات زندگانى حيوانى طبيعى را در اين دنيا كه با مزاياى معمولى خور و خواب و خشم و شهوت تحصيل مىشود محكوم نموده مىگويد : « . . . وَمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ اَلْغُرُورِ . » 3 : 185 ( 1 ) پس بدون ترديد اين نعمتها و خواستنىها نمىتوانند غايت نهايى يك زندگانى هفتاد و هشتاد ساله در اين دنيا بوده باشند . يعنى تمام فدا كارىها و جانبازىها در راه حق و پرستشهاى بىشائبه نمىتوانند نتيجهاى از قبيل مزاياى مادى زود گذر كه تنها جنبهء حيوانى انسان را اشباع مىكنند داشته باشند :
هامش
( 1 ) سوره الحديد ، آيهء 20 . .