من آزادم ، او با اين كه مىبيند :
در اين پرده يك رشته بىكار نيست
سر رشته بر ما پديدار نيست
او با تمام وقاحت نمىخواهد اعتراف كند كه :
كار من و تو بدين درازى
كوتاه كنم كه نيست بازى
يا به قول ابو العتاهيه شاعر زبردست دوران عباسى :
ما تطلع الشمس و لا تغيب
الا لامر شأنه عجيب
خورشيد طلوع و غروب نمىكند مگر براى هدفى كه بسيار شگفت انگيز است ) .
با اين حال انسان به امانت الهى خيانت مىكند .
گروهى ديگر از مفسرين گمان كردهاند كه از آن جهت كه زمين و آسمانها موجودات جامدى هستند و قابل تكليف و طرف دستور نيستند ، لذا مقصود اهل سماوات و زمين مىباشند .
البته اين يك خلاف ظاهر است زيرا آنان اين مطلب را نمىتوانند در ساير آيات كه صريحاً مىگويد : همين زمين و آسمانها مشغول ذكر و تسبيح خداوندى هستند ، يا آن آيهاى را كه از سورهء فصلت نقل نموديم كه مىگويد : « دستور داديم به زمين و آسمان كه پيش بيايند » تطبيق كنند .
اين نكته هم ناگفته نماند كه در آيهء امانت مقصود تمام انسانها نيست ، زيرا گروه انبياء و اولياء و مردم با ايمان به اين امانت خيانت نكردهاند زيرا آنان جانهاى شيرين خود را در اين راه از دست داده و از تمام لذايذ دنيا دست برداشتهاند .
اين گونه آيات كه در ظاهر مطلق يا عموم به نظر مىرسد به قراين عقلى يا با آيات ديگر محدود و مقيد مىگردند چنان كه در آيهء :
« وَاَلْعَصْرِ إِنَّ اَلإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » 103 : 1 - 2 تا اين جا آيه عموم انسانها را به خسران محكوم مىكند ، ولى جملهء بعدى « الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات » مقصود از جملهء اول را توضيح مىدهد .