چنان كه مىفرمايد : « اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » 29 : 69 ( آنان كه در راه ما مجاهدت مىكنند ما راههاى خود را به آنها نشان خواهيم داد ) .
اين نفحات ممكن است به صورت انقلابات روانى بوده باشد ، يعنى يك انقلاب روانى رخ مىدهد كه انسان به مجهولات يا به مشكلات پيروز مىگردد .
دوم اين كه ممكن است مقصود اين بوده باشد كه اگر چه خداوند اين نفحات را براى گروهى از اشخاص نصيب مىكند ، ولى چون آن اشخاص در ميان اجتماعات زندگى مىكنند و ديگران با آنها در حال ارتباطند ، لذا مانند اين است كه به همهء آنها نصيب مىشود ، چنان كه رسالت و نبوت به بعضى از اشخاص مىرسد ولى همهء مردم از آن استفاده مىنمايند .
سوم اين كه اين نفحات در حالات مخصوص براى همهء افراد مىرسد ، و لكن بعضى از آنها به جهت داشتن علم و معرفت و نفس تزكيه شده استفاده مىكنند ، بعضى ديگر نمىتوانند .
( ( 1965 ) ) جان لقمان كه گلستان خداست
پاى جانش خستهء خارى چراست ؟
اى انسان كه براى خود در پذيرش حكمت ، روح لقمانى دارى ، اسير لقمه مباش
به نظر مىرسد كه هيچ فردى از انسان وجود نداشته باشد كه اين نفحات روح پرور نصيب او نباشد . « ولى دريغا كه اكثر افراد بشرى خود را به يك مشت لقمه هاى پليد مىفروشند » اين حالت از فراز ربوبى به سراغ او مىآيد و او نيز به نوبت خود آن حالت الهى را درك مىكند ، ولى شيرينى لقمه هاى شهوتزا و تقويت كنندهء جنبهء حيوانى نمىگذارد عظمت آن دم الهى را دريابد . گاهى هم اتفاق مىافتد كه يك آگاهى الهى به انسان روى مىدهد و در بارهء آن چه كه از دست رفته است نادم مىگردد ، ولى كدامين