تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
پيموده بود خواستار نمودار شدن حقايق است - زيرا حقيقت زيبايى از چنين انسان در آن روز آشكار خواهد گشت ، ولى هر كس كه داراى درون سياه است همان روز براى او هنگامهء رسوايى خواهد بود . دقت كنيد كه روز رستاخيز از نظر ماهيت يك روز است ولى اختلافات از خود افراد انسانى است كه در اين زندگانى طبيعى براى خود كسب كرده‌اند . آن كسى كه رويى مانند آفتاب ندارد و زشت و تاريك است ، بدون ترديد روشنايى را در جهان نمىخواهد - زيرا روشنايى باعث رسوايى او مىباشد . آن خار كه مانند گل برگهاى زيبا ندارد در فصل بهاران اسرار زشت او آشكار مىشود - زيرا خار چيزى قابل نشان دادن ندارد ، بلكه زشت و موذى مىباشد . بالعكس آن شخص كه مانند گل و سوسن است فصل بهاران چشمان او را درخشنده تر مىكند . آرى خار بىمعنى همواره طالب خزان است - زيرا در خزان گل و خار نمودى ندارند كه زشت و زيبا از يكديگر تفكيك شود و باعث رسوايى خار گردد . كيست كه بتواند در خزان خار را از گل تشخيص بدهد ؟ اين تنها باغبان است كه مىتواند در موقع خزان آنها را بشناسد و از يكديگر تفكيك كند . شما خواهيد گفت : آيا تمام افراد انسانى در تشخيص خوب و بد به خطا مىروند ، و تنها اشخاص معدودى هستند كه حقايق را در مىيابند ؟ مىگويم : بلى ، اما فراموش مكنيد كه دريافت كامل و حقيقى يك نفر بهتر از دريافت ناقص تمام دنيا است ، بلكه به عنوان يك اصل الهى به شما بگويم : جهان غير از همان يك نفر نيست كه جهان را دريافته است . « اين مطلب را در بررسى مطالب تا حدودى شرح كرده‌ايم مراجعه شود . » چنان كه در آسمان مىبينيد كه ستارگان به جهت ناچيزى جزء ماه مىباشند . ( 1 )
هامش
( 1 ) مىتوانيم در معناى اين بيت مضمونى را منظور كنيم كه مخالف دانش امروزى نباشد - زيرا اين بيت ماه را مانند يك كل معرفى مىكند ، در صورتى كه ماه يكى از ستارگان بسيار ناچيز فضايى است كه امروزها پاى بشر به آن رسيده است ، بايستى بگوييم : مقصود روشنايى ماه است براى ديده گان كه در شبها از ستارگان ديگر قوىتر مىنمايد . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390 | محمد تقي جعفري