( اى انسان تو در حال كوشش و تقلا خواهى بود تا خدايت را ملاقات كنى ) .
صريح در همين معنا است كه بيان شد ، حتى اين آيه هدف اقصاى زندگانى و كوشش در آن را نيز بيان فرموده است ، اين هدف و منزلگه نهايى پيشگاه خدا است .
جلال الدين در اين ابيات باز داد سخن داده حقايق و اصول فلسفى و اخلاقى و عرفانى بسيار با عظمتى را بيان مىنمايد :
هر كه او ارزان خرد ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرصى نان دهد
كسى كه ارزان بخرد ارزان هم مىفروشد
آرى اين هم يك اصل است كه غالباً اشخاص بدون توجه به حقايق امور ، همين كه موجود با ارزشى به آسانى در دستشان قرار گرفت ، قيمت او را نمىدانند ، زيرا در بارهء به دست آوردن آن نكوشيدهاند ، با قيمت زيادى نپرداختهاند ، به همين جهت به نظر آنها محقر آمده مىتوانند آن را به قيمت ارزان از دست بدهند ، چنان كه اين اصل يك مشتق خوبى دارد كه بايستى دقيقاً آن را در نظر گرفت :
هنگامى كه يك حقيقت به دست انسان به ارزانى رسيد ، او بدون توجه به نتايج و آثار واقعى آن حقيقت ، با نظر به ارزش محقرى كه در مقابل آن حقيقت پرداخته است ، بدون ملاحظه و بدون محاسبه آن حقيقت را وسيله هر هدف دل خواه مىكند . مثلًا در دوره هاى معاصر ما در كشورهايى كه انتخاب نماينده و زمامدارى احتياج به مقدارى كوشش و به اصطلاح معمولى مبارزات انتخاباتى دارد ، نماينده يا زمامدار هرگز نخواهد فهميد كه با اين تلاش كوچك چه حقيقتى به دست او افتاده است ؟ او نخواهد دانست كه با اين حركت كوچك توانسته است خود را همكار خدا معرفى كند تسلط به مردم مگر همكارى با خدا نيست ؟ البته با نظر به اين كه زمامدار هم