تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
شده ساقط كرده‌ايد « به طورى كه ممكن است در تمام زندگانى همان مزيت را به پشيزى نخرد » . در آن شخصيت بادى دميده‌ايد كه ممكن است درون او را مختل بسازد ، لذا امروزه اين مسئله كه به طور شگفت انگيزى شايع شده است كه مىگويند « همواره به مورد تربيت شخصيت بدهيد » بايستى مورد تأمل بيشترى قرار بگيرد ، اگر شخصيت به شكلى است كه بزرگ داشت آن باعث اشتباه و باليدن خواهد گشت ، اين اعطاى مزيت نه فقط تربيت نيست ، بلكه خيانت به آن شخصيت خواهد بود . به همين جهت است كه جلال الدين مىگويد : با اين كه موسى عليه السلام به ساحرين ادب كرد و شروع كار را به آنها عرضه نمود ، آنها اين مزيت را درك ننمودند . و اقدام به كار كردند ، اگر آنها درك واقعى داشتند از اعطاى اين مزيت ممكن بود آگاهى فوق العاده‌اى به آنها دست بدهد . پيش از آن كه در سحر مغلوب شوند با كمال فهم و منطق به خداى موسى ايمان بياورند .
( ( 1631 ) ) باقيان هم در حرف هم در مقال تابع استاد و محتاج مثال

انسان بايستى مدت فراوانى حالت پذيرش را در خود تقويت نمايد

امير المؤمنين عليه السلام در يكى از وصاياى خود به امام حسن عليه السلام مىفرمايد : « فرزندم اگر مشكلى پيش آمد از ياد گرفتن آن امتناع مورز ، زيرا تو اول كه به دنيا قدم گذاشتى نادان بودى و سپس ياد گرفتى . » ( 1 ) اين حقيقت براى ما آشكار مىكند كه انسان يك دوران پذيرش دارد ، و نمىتواند به مجرد اين كه سخن گفتن را ياد گرفت سخن بگويد ، يا همين كه چيزى از نمودهاى

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، وصيت به امام حسن پس از بر گشتن از صفين . .