تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩

« يَسْئَلُه مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » 55 : 29 ( 1 ) ( هر چه كه در زمين و آسمانها است از او تقاضا مىكند همواره او در فعاليت است ) . « اَلْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَاَلْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَاَلطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَاَلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » 24 : 26 ( 2 ) ( زنهاى پليد براى مردان پليداند ، مردان پليد از آن زنهاى پليد . زنان پاكيزه براى مردان پاكيزه‌اند ، مردان پاكيزه از آن زنهاى پاكيزه . پاكيزگان از آن چه پليدها در بارهء آنان مىگويند ، برى و منزه‌اند . )

( ( 1484 ) ) چون به معنى رفت شد غافل ز حرف پيش و پس هرگز نبيند هيچ طرف

يك استدلال علمى ديگر به جبر و بررسى در بارهء آن

در ابيات فوق جلال الدين استدلال تازه‌اى را براى جبر مىآورد كه جالب است ، براى توضيح اين استدلال مجبوريم يك مقدمه را بيان كنيم ، و آن مقدمه اين است كه : نظر و توجه انسان نمىتوان در آن واحد به دو چيز جلب شده به طورى كه هر يك از آن دو چيز منشأ حركت انسانى بوده باشد ، مثلًا اگر شما به انگيزه لذت بخشى متوجه باشيد ، و آن انگيزه شما را واقعاً جلب نمايد ، در همان حال و با همان شرايط نمىتوانيد به يك انگيزه ديگر كه مخالف سمت انگيزه لذت بخش است ، جلب شويد ، يا در آن هنگامى كه سخنى مىگوييد ، اگر تمام توجه شما به خود كلمات بوده باشد ، ديگر نمىتوانيد به هدفى كه از سخن داريد ، كاملًا متوجه بوده باشيد ، بلكه در آن حال تمركز درك شما به سخن است نمىتوانيد به معناى آن كاملًا مشرف باشيد .
هامش
( 1 ) سوره الرحمن ، آيه 29 . .
( 2 ) سوره نور ، آيهء 26 . .