( ( 1487 ) ) حق محيط جمله آمد اى پسر
وا ندارد كارش از كار دگر
احاطه علم خداوندى
از آن جهت كه علم ما از عوامل محدودى به وجود مىآيد ، و نيز از آن جهت كه وسيله درك و آگاهى ما محدود است ، و نقطهاى را كه مورد توجه قرار داده همان نقطه او را از توجه به نقطه ديگر باز مىدارد ، لذا ما نمىتوانيم در يك لحظه حقيقى بيش از يك نقطه را مورد توجه قرار بدهيم ، خواه دو نقطه مفروض متضاد بوده باشند ، يا مماثل و مشابه يكديگر .
ولى علم خداوند چنين نيست ، علم او از آن جهت كه احتياج به وسيله ندارد ، و از آن جهت كه نقاط ماده و تمام شئون جهان هستى براى او بعدى ندارد كه يك بعد آگاهى او را از آگاهى به بعد ديگر منصرف نمايد ، لذا هرگز علم او محدود به يك سمت نمىشود ، براى او سمتهاى متضاد و واحد و كثير و كيفيتها و تمام اشكال كميتها مانند يك نقطه است .
آيا مىتوان چنين چيزى را در معلومات رسمى خود پيدا كنيم ؟ آرى رجوع كنيد به سطح عميق شخصيت يا به اصطلاح به جهان ناخود آگاه ، خواهيد ديد كه در آن جهان عميق ميليونها واحد بلكه ميلياردها واحد از اشكال مختلف و كميتهاى گوناگون و دريافتهاى رنگارنگ مانند يك واحد در آن جا وجود دارد .