البته نمىتوان به طور مشخص گفت : كه اين ترديدها چگونه بر طرف خواهد شد ، ولى اين مقدار مىبينيم كه گرايش و حركت به سوى او عالىترين كمك در ترجيح يكى از طرفين ترديد به ديگرى خواهد بود .
( ( 1465 ) ) ور بود اين جبر جبر عامه نيست
جبر آن امارهء خودكامه نيست
يك نظر عالىتر به مسئله جبر و اختيار
جلال الدين يك نظر عالىتر در باره جبر و اختيار را در اين ابيات مطرح ساخته است ، مىگويد : نظر ديگرى وجود دارد كه از عهده معرفت اشخاص عامى بر نمىآيد . در اين نظر عوامل مادى دو قلمرو طبيعت و انسان در كارهاى صادره از افراد انسانى منظور نيست ، يعنى مسئله را از ديدگاه جبر علمى معمولى كه با نظر به قانون « عليت » به ميان كشيده مىشود ، مطرح نمىكنيم ، بلكه اين دفعه مىخواهيم : كارهاى انسانى را با رابطه « معيت » كه با خدا دارد بررسى كنيم اين رابطه از آيه « و هو معكم اينما كنتم » ( هر كجا باشيد ، خدا با شماست ) استفاده مىشود . اين رابطه پيوستگى انسان را با خدا بيش از رابطه موجود ساخته شده ( مثلًا يك ميز ) با سازنده آن ( نجار ) نشان مىدهد . زيرا مىگويد : خدا با شماست هر جا باشيد . و « نحن اقرب إليه من حبل الوريد » ( ما به او از رگ گردنش نزديكتريم ) پس با وجود چنين رابطهاى كارهاى انسانى در يك جبر عالىترى قرار مىگيرد ، به اين ترتيب كه چون انسان با كمال پيوستگى مربوط به خداست پس كارهاى او نيز مربوط به خدا خواهد بود .