خرگوش به سوى حيوانات بر مىگردد و مىگويد :
مژدهام بدهيد كه آن سگ دوزخى را به دوزخ فرستادهام ، آن دشمن جانهاى جانداران را خداوند از بين برد و دندانهاى ظلم او را از ريشه بر كند .
مژدهام بدهيد كه قضاى خداوندى كه عين دادگرى اوست او را در چاه سر نگون ساخت . آرى جاروب مرگ آن پنجه ها را كه سرهاى بىنوايان را كوفته است روزى از صحنهء حيات مىروبد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 602
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٠٢