گفت اى شه بر من عور و گدا قول دشمن مشنو از بهر خدا
قانون فقهى ( شهادت متهم جايز نيست )
اين قانون مىگويد : شهادت متهم جايز نيست . و علت آن كاملًا روشن است ، زيرا كسى كه در بارهء شخصى متهم است همواره احتمال اين مىرود كه شخص متهم آن فرد مزبور را به گرفتارى بكشد ، لذا نمىتوان به شهادت او عليه آن شخص ترتيب اثر داد .
هر چه كه اين تهمت شديدتر بوده باشد ، سقوط دعواى متهم در بارهء شخص مفروض حتمىتر است . زاغ در بارهء هدهد متهم بود ، لذا از سليمان تقاضا مىكند كه چون اين پرنده با من عداوت دارد ، تو نبايد دعواى او را عليه من بشنوى . و اين از آن جهت است كه او قضاى الهى را منكر است . بحث قضا را در ابيات گذشته مطرح و در آينده نيز مشروحاً بررسى خواهيم كرد .