باش همراه من اندر روز و شب
تا نبيند از عطش لشكر تعب
بعد از آن هدهد به دو همراه بود
ز انكه از آب نهان آگاه بود
( ( 1221 ) ) زاغ چون بشنود آمد از حسد
با سليمان گفت كو كج گفت و بد
( ( 1207 ) ) پس زبان محرمى خود ديگر است
هم دلى از هم زبانى بهتر است
جذب و كشش روحى
گاهى پيش از آن كه ميان دو نفر كلمهاى رد و بدل شود ، يا اين كه در زندگانى با همديگر رابطهاى آنها را دور هم جمع كند ، يا الفتى داشته باشند .
خلاصه بدون اين كه كوچكترين وسيلهاى براى شناسايى يكديگر در اختيار داشته باشند از درون هم با خبر مىگردند .
البته مىتوان گفت : علل طبيعى اين گونه كشش و انجذاب كه ميان بعضى از افراد برقرار مىشود براى ما كاملًا روشن نشده است ، ولى مىتوان گفت : مقدار زيادى از قيافه ها مخصوصاً حركات ديده گان انسانى ، مىتواند راهى براى نشان دادن كيفيت روانى او بوده باشد . و اين حقيقت است كه به طور فراوان مشاهده مىشود مخصوصاً بعضى از اشخاص حدس بسيار دقيق و ظريفى در بارهء ديگران دارند ، و مسلم است كه مسئله قيافه و حركات طبيعى چشم و ساير اعضاء كه غالباً در اختيار روح انسانى هستند كاملًا مؤثر مىباشند ، لذا ما هرگز دو نفر را پيدا نمىكنيم كه بدون مشاهده و بدون كوچكترين وسيله به كيفيت روانى همديگر آشنايى پيدا كنند . اما در موارد زيادى مسئله عميقتر مىشود و آگاهى يك فرد به درون ديگرى و كشف وضع روانى او از حدود دلالت قيافه بر محتواى درون تجاوز مىكند روان شناسى كنونى هنوز نتوانسته است توضيح قانع كنندهاى در باره اين آگاهى بدهد ، تنها با كلماتى از قبيل « تماس يا انديشه فرد » قناعت مىكنند .