رسيدن خرگوش به شير و خشم شير به روى
( ( 1150 ) ) شير اندر آتش و در خشم و شور
ديد كان خرگوش مىآيد ز دور
( ( 1151 ) ) مىدود بىوحشت و گستاخ او
خشمگين و تند و تيز و ترش رو
( ( 1152 ) ) كز شكسته آمدن تهمت بود
وز دليرى رفع هر ريبت بود
( ( 1153 ) ) چون رسيد او بيشتر نزديك صف
بانگ بر زد شير هان كاى ناخلف
( ( 1154 ) ) من كه گاوان را ز هم بدريده ام
من كه گوش شير نر ماليده ام
( ( 1155 ) ) نيم خرگوشى كه باشد كو چنين
امر ما را افكند اندر زمين ؟
( ( 1156 ) ) ترك خواب و غفلت خرگوش كن
غرش اين شير اى خر گوش كن
يك اصل روانى ( آرامش درونى در قيافه ظاهرى نمودار مىگردد )
هنگامى كه انسان در رفتار و گفتار خود مطابق و مقررات عمل مىكند ، از آن جهت كه روح او مطمئن است ، لذا در حركات او خود باختگى احساس نمىگردد ، و با آرامش و اطمينان حركت مىكند . اما عكس اين قاعده درست نيست ، يعنى چنين نيست كه هر كس كه داراى رفتار كج و از قانون متخلف باشد ، يعنى در انجام وظيفه مقصر بوده باشد ، خود را به طور حتم خواهد باخت .
زيرا مىبينيم كه انسانها براى خود مىتوانند آن چنان مقاومتى ايجاد كنند كه هر گونه دروغ را آرامتر و با اطمينانتر از راست ابراز كنند ، مخصوصاً با پيش رفت مسائل مادى و رواج اين تمدن محاسبه نشده كه انسانها را به نابودى مىكشاند ، مىبينيم كه : تمام ارزشها در حال سقوط است ، و انسانها هر چه كه نيرومندتر مىشوند داراى يك استحكام ساختگى روانى مىباشند كه مانند شخصيت طبيعى معمولى در مقابل هر گونه انگيزه ها استقامت به خرج مىدهند . اين است كه بايستى گفت : اينان طبيعت خدا دادى و فطرى را به يك شخصيت ساختگى تبديل مىسازند .