بيان ترجيح دادن شير جهد را بر توكل و فوايد بيان كردن
( ( 971 ) ) شير گفت آرى و ليكن هم ببين
جهدهاى انبيا و مؤمنين
سعى ابرار و جهاد مؤمنان ( 1 ) تا بدين ساعت از آغاز جهان
( ( 972 ) ) حق تعالى جهدشان را راست كرد
آن چه ديدند از جفا و گرم و سرد
( ( 973 ) ) حيله هاشان جمله حال آمد لطيف
كل شىء من ظريف هو ظريف ( 2 ) ( ( 974 ) ) دامهاشان مرغ گردونى گرفت
نقصهاشان جمله افزونى گرفت
( ( 975 ) ) جهد مىكن تا توانى اى كيا
در طريق انبياء و اولياء
( ( 976 ) ) با قضا پنجه زدن نبود جهاد
ز آن كه اين را هم قضا بر ما نهاد
( ( 977 ) ) كافرم من گر زيان كردست كس
در ره ايمان و طاعت يك نفس
( ( 978 ) ) سر شكسته نيست اين سر را نبند
يك دو روزى جهد كن باقى بخند
( ( 979 ) ) بد محالى جست كو دنيا بجست
نيك حالى جست كو عقبى بجست
( ( 980 ) ) مكرها در كسب دنيا بارد است
مكرها در ترك دنيا وارد است
( ( 981 ) ) مكر آن باشد كه زندان حفره كرد
آن كه حفره بست آن مكرى است سرد
( ( 982 ) ) اين جهان زندان و ما زندانيان
حفره كن زندان و خود را وارهان
( ( 983 ) ) چيست دنيا از خدا غافل شدن
نى قماش و نقره و فرزند و زن
( ( 984 ) ) مال را گر بهر دين باشى حمول
نعم مال صالح خواندش رسول
( ( 985 ) ) آب در كشتى هلاك كشتى است
آب اندر زير كشتى پشتى است
( ( 986 ) ) چون كه مال و ملك را از دل براند
ز ان سليمان خويش جز مسكين نخواند
( ( 987 ) ) كوزهء سر بسته اندر آب زفت ( 3 ) از دل پر باد فوق آب رفت
هامش
( 1 ) ابرار ، جمع بر نيكو كار . .
( 2 ) كل شىء من ظريف هو ظريف ( هر چيزى كه از ظريف صادر شود ظريف است ) . .
( 3 ) زفت پر و مالامال . .