تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
( ( 988 ) ) باد درويشى چو در باطن بود بر سر آب جهان ساكن بود آب نتواند مر او را غوطه داد كش دل از نفحهء الهى گشت شاد ( 1 ) ( ( 989 ) ) گر چه اين جمله جهان ملك وى است ملك در چشم دل او لا شي است ( ( 990 ) ) پس دهان دل ببند و مهر كن پر كنش از باد كبر من لدن ( ( 991 ) ) جهد حق است و دوا حق است درد منكر اندر نفى جهدش جهد كرد كسب كن سعيى نما و جهد كن تا بدانى سرّ علم من لدن گر چه اين جملهء جهان بر جهد شد جهد در كام جاهل شهد شد ؟ ( ( 992 ) ) زين نمط ( 2 ) بسيار برهان گفت شير كز جواب آن جبريان گشتند سير

روايت

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد شده است كه « نعم المال الصالح للعبد الصالح » . ( 3 ) ( چه نيكوست مال صالح براى بنده صالح ) در بعضى از روايات ديگر چنين تفسير شده است كه مرد شايسته مال را مىشناسد و آن را درست ارزيابى نموده در خيرات و مبرات به كار مىبرد .

دو دليل ديگر براى ضرورت جهد و كوشش :

1 - تمام انبياء و اولياء كار كرده اند

1 - تمام انبياء و مؤمنين و اولياء همگى مردان كارگر بوده‌اند ، آنان هرگز ننشستند ، تا وسايل زندگانى مادى و معنوى آنان از بالاى سرشان فرود آيد . در روايات معتبر به طور فراوان وارد شده است : كه تمام انبيا كشاورزى يا چوپانى ( به معناى دامدارى ) كرده‌اند ، مگر ادريس كه خياط بوده است . پيامبر عظيم الشأن اسلام در جوانى به چراگاه رفته ، گوسفند چرانيده است .
هامش
( 1 ) نفحه دم . .
( 2 ) نمط نوع . .
( 3 ) احياء العلوم غزالى ، ج 2 ، ص 162 و كنوز الحقائق ، ص 139 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 449 | محمد تقي جعفري