اگر توكل و تسليم به قضا و قدر لازم است كار و كوشش نيز از قضا و قدر است .
2 - شما كه مىخواهيد با تكيه به قضا بگوييد : توكل و تسليم كافى است و نبايد تلاش كرد ، هيچ متوجه هستيد كه خود كار يكى از نقشه هاى اساسى قضا و قدر است ؟ زيرا چنان كه در ابيات گذشته گفتيم : بيلى به دست ما دادهاند كه مىگويد بايستى كار كرد .
در اين جا جلال الدين بيتى دارد كه شايسته بسيار تأمل و دقت است او مىگويد :
( ( 982 ) ) اين جهان زندان و ما زندانيان
حفره كن زندان و خود را وارهان
ممكن است مقصود اين باشد كه چنان كه براى فرار از زندان بايستى نقب زد و از آن رهايى يافت ، همچنين رهايى از اين دنيا احتياج به حفره كندن و نقب زدن دارد ، و مقصود از نقب زدن بىاعتنايى و اعراض از پرستش ماديات مىباشد .
ممكن است مقصود از نقب زدن و حفره كندن كار و كوشش بوده باشد . و اين معنا به نظر ما بسيار عالى مىرسد ، زيرا چنان كه گفتيم : اين كار و كوشش كه ما انجام مىدهيم ، در حقيقت وضع روحانى ما را به بالا مىبرد ، و چون مطابق خواست خداوندى است بدون شك روح براى خود عظمت مىگيرد . و همين كه روح در اين دنيا رشد و شخصيت خود را باز يافت ، مسلماً او را ديگر در زندان بدن محبوس نيست ، اگر چه واقعاً در اين دنيا زنده هم بوده باشد .
ارزش كلى ماديات
در اين ابيات جلال الدين مىخواهد از اشتباهى جلوگيرى كند كه ممكن است براى بعضى از مردم پيش بيايد ، و آن اين است كه خوب ، اگر بنا شود كه ما به كار دنيا مشغول شويم و مال بيندوزيم ، در اين صورت از آخرت و از لذايذ جنبهء ملكوتى خود محروم خواهيم بود .
جلال الدين براى جلوگيرى از اين اشتباه اصلى را بيان مىكند كه تقريباً به صورت ذيل در مىآيد :