قرار مىگيرند ، به چنگ تشبيه كرده است كه مضرابش دست رهبران است اين تشبيه چه در غرب و چه در شرق به طور فراوان گفته شده است .
ولى مطلبى كه هست اين است كه هر اندازه كه نوازنده اين دستگاه ها هدف شهرت و مقام و ثروتش بيشتر باشد ، به همان اندازه كه نوازنده دستگاه موسيقى انسانى صداهاى مصنوعى بروز خواهد داد .
3 - انعكاس فعاليتهاى وزير را در روان مسيحيان به انعكاس صدا در كوه تشبيه مىكند ، چنان كه انعكاس صدا در كوه بدون اختيار و باز دهندهء همان صدا است كه در وى پيچيده است ، بدون اين كه كوچكترين اختيارى در كوه بوده باشد همچنين انسانهاى سر سپرده به رهبر .
4 - باز از نظر بىاختيار بودن پيروان در مقابل رهبران ، آنها را به شطرنج تشبيه مىكند كه هر چه در پيرو انجام مىگيرد ، و هر گونه تغييرات كه منجر به برد يا باخت مىگردد ، به اختيار بازى كننده مىباشد ، نه به اختيار آن چند عدد اجسام ناخود آگاه و بىاختيار .
5 - بار ديگر انسان را به شير نقش شده در علم تشبيه مىكند كه هر گونه حركت در او ديده مىشود مربوط به بادى است كه آن را به حركت درمىآورد .
مباحثى در جبر و اختيار
جلال الدين در اين ابيات مسئلهء جبر و اختيار را آغاز مىكند ، و در سراسر مثنوى اين مسئلهء معظم و با اهميت به طور فراوان مورد تذكر جلال الدين قرار خواهد گرفت . قضاوتهاى مردم در بارهء اين كه جلال الدين از دستهء جبريون يا اختياريون است مدتها است كه افكار را به خود مشغول ساخته است . و معمولًا در اين باره براى ترجيح نظريهء خود به چند بيت استشهاد كرده به گمان اين كه مقصود جلال الدين را درك كردهاند مسئله را پايان مىدهند . از آن جا كه ما در آينده با اين مسئله به طور فراوان روبرو خواهيم گشت ناچاريم در اين بحث اين مسئله را از نظر جلال الدين و ديگران مورد بررسى