( ( 383 ) ) ريزه ريزه صدق هر روزه چرا
جمع مىنايد در اين انبار ما
( ( 384 ) ) بس ستاره آتش از آهن جهيد
وين دل شوريده پذرفت و كشيد
( ( 385 ) ) ليك در ظلمت يكى دزدى نهان
مىنهد انگشت بر استارگان
( ( 386 ) ) مىكشد استارگان را يك به يك
تا نيفروزد چراغى بر فلك
چون عناياتت شود با ما مقيم
كى بود بيمى از آن دزد لئيم
( ( 387 ) ) گر هزاران دام باشد هر قدم
چون تو با مايى نباشد هيچ غم
صد هزاران دام و دانه است اى خدا
ما چو مرغان حريص بىنوا
دم به دم وابستهء دام نويم
هر يكى گر باز و سيمرغى شويم
( ( 388 ) ) هر شبى از دام تن ارواح را
مىرهانى مىكنى الواح را
( ( 389 ) ) مىرهند ارواح هر شب زين قفس
فارغان نى حاكم و محكوم كس
( ( 390 ) ) شب ز زندان بىخبر زندانيان
شب ز دولت بىخبر سلطانيان
( ( 391 ) ) نى غم و انديشهء سود و زيان
نى خيال اين فلان و آن فلان
دل به دو دادند ترسايان تمام
خود چه باشد قوت تقليد عام
تقليد
1 - تقليد ، قبول نظر ديگرى بدون توجه به دليل آن . يا التزام به نظريهء ديگرى بدون توجه به دليل . البته بايد در نظر گرفت كه هيچ انسان عاقلى نمىتواند به حكم شعور طبيعى گفتار و كردارى را بدون هيچ گونه مدرك و دليل بپذيرد .
نهايت امر اين است كه شخص صاحب نظر براى هر مسئله كه پيش مىآيد و به قلمرو نظريات او مربوط است ، با ادلهء مشروح و روش منطقى مناسب با آن مسئله ، نظريهء خود را اثبات مىكند ، در صورتى كه شخص مقلد فقط يك دليل اجمالى دارد كه مىگويد : آن شخص كه من سخن او را مىپذيرم متخصص و ماهر در مسئله است ، و چون غرضى