دمبه دم پا بستهء دام نويم
هر يكى گر باز و سيمرغى شويم
حقيقتاً اين يكى از آن مواردى است كه بايستى پناه به بارگاه خداوندى برد . زيرا تشخيص حق از باطل در لباسهاى گوناگونش ، وانگهى پس از تشخيص باطل ، رويدادهاى مخالف هوى را تحت بررسى قرار دادن ، و در اين بررسى كلاه به سر خود نگذاشتن چه سنگلاخهاى موحشى است ، انسان پس از اين كه از اين مرحلهء خطرناك عبور كرد ، با چه مخاطراتى كه در هنگام پياده كردن درك بىشائبهء خود در بارهء حقيقت روبرو خواهد گشت .
مىگويد : خداوندا ، با توفيق و عنايت ربانى خود .
مىرهانى هر دمى ما را و باز
سوى دامى مىرويم اى بىنياز
پس از آن كه وزير خود را به ميان نصارى رسانيد آنها با فريفتگى به سخنان دل پذير او در دورش جمع شدند ، وزير از تفسير انجيل و مسائل مربوط بزنار و نيايشهاى مسيحيت بيان مىكرد . در ظاهر مردم را وعظ و اندرز مىنمود ، ولى در باطن نابود كردن مسيحيت هدف اصيلش بود .
آرى ، به همين طور ممكن است انسان نماها در ظاهر مطابق مردان با ايمان عبادتها كنند و احكام و مقررات و قوانين دين را عمل نمايند ، ولى درون ناپاك آنها مشغول مكر و حيله و در راه هوى و هوس شيطانى فعاليت نمايد . اين نكبت و تبه كارى در هر رشته از بايستگىها و شايستگىها كه انسانها براى خويشتن مقرر مىنمايند وجود دارد ، انسانها براى شئون فردى و اجتماعى خود به طبقاتى تقسيم مىگردند ، اين طبقات كه از لحاظهاى گوناگون در جامعهء انسانى تثبيت مىگردند ، بايستى داراى هماهنگى بوده باشند ، هماهنگى موقعى ايجاد مىشود كه هر فردى حقيقتا از نظر گفتار و كردار و ايمان معرف طبقهء واقعى خود در جامعه بوده باشد ،