اهلسنّت اين گونه احاديث را روايت مىكنند . يكى از آنها روايت طبرى است در ذخائرالعقبى ، صفحهء 36 در باب « اخبار مربوط به اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله دهان فاطمهء زهرا عليها السلام را مىبوسيده و زبانش را در دهان او مىنهاده است » ، مراجعه كنيد به همين مأخذ .
حاكم به نقل از ابوثعلبه آورده است كه گفته : « هرگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جنگ يا سفرى باز مىگشت به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارْد و به فاطمه درود مىفرستاد و سوى زنانش مىرفت و چون در بازگشت ، از مسجد برون مىرفت فاطمه او را در كنار درِ مسجد ديدار مىكرد و دهان پدر را مىبوسيد » ( المستدرك ، ج 3 ، ص 156 ) .
مناوى در فيض القدير ، جلد 1 ، صفحهء 105 مىگويد : فاطمه از صحابهء فاضل و سخنسرايان شيوا بوده است و پيامبر صلى الله عليه و آله بيش از همهء فرزندانش او را دوست مىداشت و هرگاه فاطمه نزد او مىآمد پيامبر برمىخاست و دهان او را مىبوسيد .
هيثمى در مجمع الزوائد ، جلد 9 ، صفحهء 186 مىگويد : طبرانى آن را با اسنادى حسن روايت كرده است .
نويسنده پيرامون اين گونه رواياتى كه در كتبشان آمده چه مىگويد ؟ !
نويسنده مدعى است كه شيعه در امام محمّد قانع ترديد كردهاند كه آيا او فرزند امام رضاست يا نه . نويسنده به روايتى از على بن جعفر باقر [ كذا ] استشهاد كرده كه : « به امام رضا عليه السلام گفته شد در ميان ما هرگز امامى نبوده است كه رنگى دگرگونه و سياه داشته باشد . امام رضا عليه السلام
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 89
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٨٩