4 - آيةاللّه خويى مىگويد : « حاصل سخن ما آنكه عبداللّه بن عباس شخصيتى والامقام بود كه از اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام دفاع مىكرد ، چنانكه علّامه و ابن داوود نيز گفتهاند » ( معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 239 ) .
سخنان بزرگان شيعهء اماميه قدّس سرّهم در ستايش عبداللّه بن عبّاس بسيار است ، و همين كه گفته آمد كافى است .
يكى ديگر از مواردى كه نويسنده ادعا مىكند شيعه به امام زين العابدين على بن حسين عليه السلام اهانت كرده روايتى است كه از كلينى نقل مىكند : يزيد بن معاويه از امام مىخواهد بندهء او باشد و امام عليه السلام راضى مىشود كه بندهء يزيد باشد و مىفرمايد : « من آنچه را تو مىخواهى پذيرفتم ، بندهاى هستم مجبور ، اگر خواهى مرا نگاه دار و اگر خواهى به فروش » ( روضهء كافى ، ج 8 ، ص 235 ) .
پاسخ به نويسنده چنين است : سند اين حديث ضعيف است ، زيرا در اين سند نام ابو ايّوب يا همان ابو ايّوب خزاز ( ابراهيم بن زياد ) ديده مىشود كه شخصيتى مجهول است و در كتب رجال ، موثّق شناخته نشده است .
با چشمپوشى از سند روايت ، حديث تصريح دارد كه يزيد بن معاويه به مدينه وارد شد و قصد رفتن به حج داشت ، و اين با نظر مورّخان ناسازگار است كه وى در طول خلافت خود از شام بيرون نرفته و به قصد حج به مدينه نيامده است و اين ، حديث مذكور را بهطور كلّى از اعتبار ساقط مىكند .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٨٧