به حسين عليه السلام خواهد رسيد ، يا پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواسته است اين نكته را روشن كند به فرزندى كه مردم او را مىكشند نيازى ندارد ، و چون به دو خبر داده مىشود كه امامان عليهما السلام از نسل او خواهند بود خشنود مىشود و درمى يابد كه اين نوزادى خجسته است .
هر آنچه را دربارهء پيامبر صلى الله عليه و آله گفتيم كلمه به كلمه مىتوانيم دربارهء پاسخ فاطمهء زهرا عليها السلام بگوييم .
پاسخ پرسش دوم او اين است كه بانوى زنان فاطمه زهرا عليها السلام اگر او را با ناخشنودى باردار مىشود و زايمان مىكند به سبب قتلى است كه بر او واقع مىشود ، نه به سبب آنكه فاطمه عليها السلام از آمدن اين طفل ناراضى بوده باشد . شايد هم مقصود از « كرهاً » كه در حديث آمده آن باشد كه به فاطمهء زهرا عليها السلام در باردارى و زايمان ، همان زحمت رسيد كه به زنان ديگر مىرسد .
امّا اينكه چرا فاطمهء زهرا عليها السلام فرزندش حسين عليه السلام را شير نداد مسألهاى است كه ما از آن آگاهى نداريم و اين همهء خبرى نيست كه به ما رسيده است ، و شايد در اين ميان حكمتى وجود دارد ، كه اقتضاى آن را داشته و بر ما پوشيده است ؛ حكمتى همچون اراده الهى در اينكه گوشت حسين عليه السلام از بركت وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله برويَد .
اين در حالى است كه اهلسنّت روايت مىكنند كه حسن و حسين عليهما السلام را امّفضل شير داده است . ابن ماجه و احمد و شمارى ديگر از قابوس نقل مىكنند كه گفته است : « امّفضل گفت : يا رسول اللّه ! در خواب ديدم كه گويى عضوى از اعضاى پيكر تو در خانهء من است .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خواب نيكويى ديدهاى ، فاطمه طفلى مىزايد و تو او
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 75
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٧٥