آوردند و پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو را نفرين فرستاد و به ايشان دشنام داد . چون آن دو مرد بيرون رفتند عرض كردم : يا رسول اللّه ! اين دو مرد از خير و خوبى بى بهره نبودند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : چرا اين سخن را مىگويى ؟
عايشه گفت : تو بر آن دو نفرين فرستادى و دشنامشان دادى . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا از آنچه من با خدايم شرط بستم آگاهى ندارى ؟ چنين شرط كردم كه : خدايا من هم بشر هستم ، پس هر يك از مسلمانان را كه نفرين فرستادم يا دشنام دادم آن را موجب پاكى و پاداش او قرار ده » ( صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 2007 ) .
اگر بخواهيم تمامى اين گونه احاديث باطل را كه در كتب اهلسنّت آمده شماره كنيم سخن به درازا مىكشد و از موضوع كتاب بيرون خواهيم شد .
نويسنده روايت ديگرى را از امام رضا عليه السلام روايت مىكند كه در آن فرموده است : « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سبب كارى كه با زيد بن حارثه داشت سوى خانهء او رفت و زن او زينب را ديد كه مشغول غسل است ، پس فرمود : سبحان اللّه از اين آفريده » ( عيون اخبارالرضا ، ص 113 ) .
پاسخ اين سخن نويسنده آن است كه سند اين حديث ضعيف است ، زيرا در سند آن نام تميم بن عبداللّه بن تميم قرشى ديده مىشود كه نه تنها توثيق نشده ، بلكه ابن غضايرى و علّامه حلّى و ديگران او را تضعيف كردهاند . در اين سند نام پدر راوى مذكور نيز ديده مىشود كه در كتب رجال نامى از او به ميان نيامده است .
فرد ديگرى كه در سلسله سند اين حديث ديده مىشود على بن
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 60
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٦٠