و به تو باز پس دهيم . حفصه آنها را نزد عثمان فرستاد و عثمان به زيد بن ثابت و عبداللَّه بن زبير و سعيد بن عاص و عبدالرحمان بن حارث بن هشام فرمان داد تا آنها را در كتابهايى نوشتند » ( صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 1610 ) .
چرا ابوبكر و عمر تا دم مرگ كتاب خدا را از مسلمانان پنهان نگاه داشتند ؟ و چرا اين مصحف تنها به دست حفصه رسيد در حالى كه حق همهء مسلمانان بود ؟ و چرا حفصه آن را در تمامى اين مدّت از مردم پنهان داشت ؟
اين در حالى است كه مصاحف موجود در ميان مردم با يكديگر اختلاف داشت و مسلمانان به مصحف كامل بسى نيازمند بودند تا آن را تلاوت كنند و به پرستش مفاد آن برخيزد و به احكام آن بپردازند .
هر آنچه در توجيه پنهان داشتن اين صحيفههاى گردآورى شده از سوى ابوبكر و عمر و حفصه مىتوان گفت به طريق اولى در توجيه پنهان داشتن آن از سوى ائمّهء اهلبيت عليهم السلام نيز مىتوان گفت ؛ كتابهايى كه همسنگ و همطراز قرآن شمرده نمىشود . پس چه شگفت است نويسندهاى كه از شيعيان در اينكه ائمّهء اهلبيت عليهم السلام اين كتابها را از مردم پنهان داشتهاند خرده مىگيرد ، ولى عملكرد ابوبكر و عمر پيرامون كتاب گردآورى شده و موجود نزد آن دو را ناديده مىانگارَد .
در اينجا نويسنده مىپرسد : اميرالمؤمنين و ائمّهء پس از او با زبور ، تورات و انجيل چه كارى داشتهاند تا اين كتابها را در ميان خود در
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 210
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢١٠