اختيار گيرند و در پنهان بخوانند ؟ بهويژه آنكه مىدانيم اين كتابها با نزول قرآن نسخ شدهاند .
پاسخ وى آن است كه چرا نويسنده خود از دليلى پرسش نمىكند كه شمارى از صحابه را واداشته تا در كتب اهل كتاب درنگ كنند و بدان روى آورند ، چنانكه دربارهء عبداللَّه بن عمرو گفته شد كه وى دو بارْ شتر از كتب اهل كتاب داشت كه در آنها درنگ مىكرد ؟
و چرا بر اهل سنت اشكال نمىكند كه كتابهايشان آكنده از روايات عبداللَّه بن عمرو است كه از كتب اهل كتاب حديث مىگفت - چنانكه پيشتر گفته آمد - ، و روايات كعب احبار كه هر چه از دعا ، تفسير و جز آن براى ايشان نقل مىكرد از تورات مىستانْد تا آنجا كه شمارى از صحابه و حتّى برخى از خلفا پرسشهاى خود را از او مىپرسيدند و به سخنان او توجّه مىكردند ؟
به هر روى مىتوان انگيزه نگاهدارى اين كتب به دست ائمّه عليهم السلام را در چند نكته خلاصه كرد :
1 - اين كتابها ميراث انبيا بوده و به هيچ وجه صحيح نبود در آنها كوتاهى مىشد تا ناديده گرفته مىشدند ، بلكه بايد اين كتب را پاس مىداشتند .
2 - اين كتابها در احتجاج با طرفداران ديگر آيينها سودمند است ، چنانكه پيامبر با تورات دربارهء سنگسار كردن زن و مرد زناكار با يهود احتجاج كرد و چنانكه مسلمانان با مسيحيان به نبوّت پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آله احتجاج مىكنند كه نامش در انجيل آمده است .
3 - دسترسى به اين كتابها گاهى در حكم ميان يهود و مسيحيانى كه
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 211
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢١١