پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به روز طائف على عليه السلام را بخواند و با او نجوا كرد . مردم گفتند : نجواى او با پسر عمويش به طول انجاميد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت :
من با او نجوا نمىكردم ، بلكه خدا با او نجوا مىكرد ( سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 639 ) .
راوى مىگويد : اين حديث ، حسن و غريب است .
ابن سعد در طبقات ، جلد 2 ، صفحهء 338 و ابو نعيم در حليةالاولياء ، جلد 1 ، صفحهء 68 و هيثمى در مجمع الزوائد ، جلد 9 ، صفحهء 113 و گروهى ديگر به نقل از ابن عبّاس آوردهاند كه گفته است : در اين باره سخن مىگفتيم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هفتاد پيمان به على سپرده كه به فردى ديگر نسپرده است .
پس از اين همه هيچ اشكالى ندارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، اميرالمؤمنين عليه السلام را به علومى كه مىخواهد اختصاص دهد و هيچ بُعدى ندارد كه على عليه السلام آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله وى را در نوشتن آنچه در آغاز يا بعدها صحيفه جامعه ناميده شد ويژه گردانَد ، بهويژه آنكه برخى از بزرگان اهلسنّت تصريح كردهاند كه على عليه السلام از صحابهاى بوده كه احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىنوشتهاند .
سيوطى مىگويد : گروهى نوشتن حديث را روا شمرده ، آن را انجام مىدادند . از ايشان بودند : عمر ، على ، پسرش حسن ، پسر عمر ، انس ، جابر و ابن عبّاس ، ( تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 65 ) .
شگفت آنكه اين نويسنده و شمارى از اهلسنّت انكار مىكنند كه اميرالمؤمنين عليه السلام چنين صحيفهاى را داشته است ، ولى همين امر را نسبت به ابو هريره انكار نمىكنند . آنها نقل مىكنند كه نزد ابو هريره دو
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 189
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٨٩