خويى قدس سره است و چه بسا فقيهى پيش از صاحب جواهر همين فتوا را داده باشد ، و خدا آگاه است .
4 - شيخ انصارى قدس سره از اين اشكال چنين پاسخ مىدهد : « من به اعتراف شيخ مفيد و پيروان ايشان ( قدّس اللّه اسرارهم ) به نبودن نص در اين باره آگاه شدم و دانستم كه ملاك نزد ما دخل و تصرّف با خشنودى امام عليه السلام است به گونهاى كه وضع ، گواه آن باشد ، پس بايد آن را مراعات كرد و نبايد از آن درگذشت و اين حكم ، تعبّدى نيست » ( كتاب طهارت ، ص 522 ، كتاب خمس ، ص 339 ) .
خوب است توجّه كنيم كه اين مدّعى اجتهاد و فقاهت ميان كتاب منهاج الصالحين مرحوم خويى و كتاب ضياءالصالحين حاج محمد صالح جواهرچى تفاوتى نمىنهد و كتاب دوم را به مرحوم خويى نسبت مىدهد با آنكه اين كتاب در ادعيه و زيارات است نه كتاب فتوا و احكام ، آن گونه كه كتاب اوّل ، چنين است .
اين لغزش بزرگى است كه حتى عوام شيعه مرتكب آن نمىشوند چه رسد به طلّاب علوم دينى يا فقيهى از فقها . آيا معقول است فقيهى كه دچار خلط دماغ نشده باشد اين دو كتاب را با يكديگر درآميزد .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 175
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٧٥