شده بود كه علمهاى سرخ نمدين ، فواصل بين آنها را مىپوشاند .
( 3 ) درست بر روى دماغهى كشتىها ، آتشدانهايى به ارتفاع 15 ارش ، طبقهى دومّ را دربر مىگرفت . دستههاى اين آتشدانها به تاجهاى طلا و بالاى شعله ، به عقابهايى با بالهاى گشوده كه به پايين چشم دوخته بودند ، مزيّن شده بودند . مقابل پايهى هريك از آتشدانها ، مارهايى ( نصب شده بود ) كه به عقابها چشم دوخته بودند . در طبقهى سوّم ، مجموعهاى از انواع حيوانات كه توسط شكارچيان تعقيب مىشدند ، چيده شده بود .
( 4 ) پس از آن ، طبقهى چهارم به سانتورى « 1 » زرين و پنجمين به شيرها و ورزاهايى كه پشت سر هم مىآمدند ، مزيّن شده بود . يادمان جنگافزارهاى مقدونيان و بربرها ، بخش بالايى را مىپوشاند : برخى ، شجاعت نظامى و برخى ديگر ، شكست را در ذهن متبادر مىكرد . بر روى همهى اينها ، سيرنهاى « 2 » توخالى آراسته شده بودند ؛ آنهايى كه مىبايست آوازهاى حزنانگيز مراسم خاكسپارى را براى متوفى بخوانند ، به صورت پنهانى ، درون آنها جاى مىگرفتند « 3 » .
( 5 ) ارتفاع كل بنا بيش از 130 ارش « 4 » بود . خلاصه اينكه ؛ همگان براى برگزارى
هامش
( 1 ) .( Centaure )؛ سانتورها موجودات عجيبى بودند كه نيمى از بدن آنها اسب و نيم ديگر بدن انسان بود .
از دورهى كلاسيك ، آنها را با چهار پاى اسب و دو بازوى انسان تصوير مىكردند . سانتورها در كوهستانها و جنگلها به سر مىبردند . غذاى آنها گوشت خام بود و عادات عجيبى داشتند . آنها در بسيارى از اساطير دخالت داشتهاند .
( 2 ) .( Sirenes )؛ فرشتگان دريايى كه نيمى از بدن آنها پيكر زن و نيم ديگر بدن پرندگان بود و نخستين بار در اوديسه است كه از آنها ياد شده است . افسانهنويسان باستان ، سيرنها را موسيقىدانان ماهرى مىشناختند و از وظايفى كه هريك از آنان در آوازهاى سه يا چهار نفرى اجرا مىكردند ، مطلع بودند ؛ مثلا به عقيدهى آپولودور يكى از آنها چنگ مىنواخت ، ديگرى آواز مىخواند و سومى نى مىزد . در پارهاى تحقيقات ، سيرنها را در زمرهى خدايانى به شمار آوردهاند كه در آن دنيا و در جزاير خوشبختى( Fortunees )براى « نيكبختان » آواز مىخواندند . آنها به تجسم هماهنگىهاى طبيعت توفيق يافته بودند و به همين مناسبت آنها را بر مقبرهها تصوير مىكردند .
( 3 ) . عقيدهى وارد كردن آوازخوانان درون پيكرهها هيچ جاى شگفتى ندارد : پولىين ( 4 ، 20 ، 1 ) روايت مىكند كه پرسه( Persee )- شاه مقدونى - فيلهاى چوبينى ساخت و فلوتزنانى كه درون هريك از اين حيوانات چوبين پنهان شده بودند ، با آلت موسيقى خويش ، صداى فيل را تقليد مىكردند .
( 4 ) . بيش از 58 متر