چنين رسمى را برپا نمىدارند مگر در مرگ شاه بزرگ « 1 » .
( 5 ) مردم صدور اين فرمان را به نشانهى رويدادى شوم مىنگرند و كنايه از آن مىدانند كه خدايان مرگ شاه را خبر مىدهند . نشانههاى شگفتانگيز ديگرى نيز پديدار شد كه مرگ شاه را خبر مىداد : ما پس از آنكه مراسم خاكسپارى را روايت كرديم ، از آنها سخن خواهيم راند .
115 .
( 1 ) سرداران و دوستان شاه ، همگى از روى چاپلوسى ، مجسمههايى از هفس تيون ، با طلا ، عاج و ديگر اشياى گرانبها ساختند . اسكندر به نوبهى خويش ، معماران ، همچنين جمعى از كارگران بسيار خبره را گرد آورد و ديوار شهر را به طول ده استاد ، ويران كرد . پس از آنكه خشتهاى پخته را جمعآورى و زمينى را كه مىبايست خرمنى از هيزم را دربرگيرد ، هموار كرد ، تلى از هيزم به شكل مربع برافراشت كه هريك از اضلاع آن ، يك استاد درازا داشت « 2 » .
( 2 ) از ديگر سوى ، زمين را به سى بخش ( مستطيل شكل ) تقسيم و آن را با تنهى نخلها مسقّف كرد كه مجموعهى ساختمان ، به شكل چهارگوشى بود . آنگاه گرداگرد ديوار بيرونى را مزيّن ساخت . پايهى اين بنا بر روى دماغهى 240 كشتى 5 رديف پارويى قرار داشت كه ديوارههاى آن با دو كمانگير زانو زده ، به ارتفاع 4 ارش « 3 » و بر روى عرشه ، با پيكرههايى از مردان مسلح به بلنداى 5 ارش « 4 » ، طلاكارى
هامش
( 1 ) . اشاراتى كه دربارهى « عزادارى شاهى » در متون كهن وجود دارد بسيار كم و نادر مىباشند . ر . ك به :
پولىين ( 7 ، 7 ، 11 ) ؛ كه دستور اردشير سوّم اوخوس در برپايى مراسم سوگوارى در مرگ پدرش را در آن آورده است .
( 2 ) . ر . ك به :Ch . Picard , Manueld'archeolo giegrecqueIv ( 1963 ) , pp . 1180 - 1185- بازسازىها براساس توصيف ارائه شد ، همگى حدسى و بر فرض و گمان استوار بودهاند .
ديودور - تنها منبع ما - بنايى را كه توصيف مىكند به چشم خويش نديده است . به نظر مىرسد كه وى مكعب بزرگى از خشتها را تصور كرده كه به واسطهى مطبّق بودن ، مستحكم و ايوان آن با سقفى پوشيده شده و ديوارهاى بيرونى با زيورآلاتى كه بر روى هم گزارده شده بودند ، آراسته شده بود .
ر . ك به :F . R . Wusu , ZudenHypomnemata Alexandersd . Grossen : DasGrambaldesHep haistion , Jahresheftedesos t . arch . Inst . 44 ( 1959 ) , pp . 147 - 156( 3 ) . 80 / 1 متر
( 4 ) . 25 / 2 متر