مردمش نيز او را بخاطر شجاعتش مىستودند . او بخش اعظم سپاهش را در مرزهاى هيركانى گذارد و همراه سيصد تن آمازونى ، مسلح به جنگافزار ، نزد شاه حاضر شد .
( 2 ) شاه كه از حضور غيرعادى اين زنان پرآوازه شگفتزده شده بود ، از تالستريس انگيزهى ديدارش را جويا شد ؛ او گفت كه براى داشتن فرزندى آمده است .
( 3 ) در واقع ، اسكندر در پرتو كارهاى نمايانش ، از تمامى مردان ، شجاعتر و اين زن نيز به واسطهى توان و شجاعتش ، سرآمد ديگر زنان بود . پس ، فرزندى كه از چنين پدر و مادر ممتازى زاده شود ، احتمالا به واسطهى شجاعتش از باقى انسانها برتر خواهد بود . شاه شيفته وى شد و به گرمى از درخواست او استقبال كرد و 13 روز را با وى گذراند . آنگاه هداياى گرانبهايى به او بخشيد و وى را به ميهنش بازگرداند .
( 4 ) پس از آن ، اسكندر كه مىپنداشت در اقدامش موفق شده است و ديگر احدى بر سر تصاحب امپراتورى با او نزاع نخواهد كرد ، سخت غرق تجملات پارسى و تنآسايى پادشاهان آسيايى شد . « 1 » ابتدا دربانانى از نژاد آسيايى را به دربارش راه داد ؛ آنگاه برجستهترين اشخاص را كه در بينشان حتى اگزاثرس « 2 » - برادر داريوش - ديده مىشد ، به عنوان نگهبانان دربار شاهى منصوب كرد « 3 » .
( 5 ) آنگاه ديهيم پارسى بر سر نهاد و غير از شلوار و رداى آستيندار ؛ تنپوش راهراه سفيد ، كمرچين و باقى جامگان عجيب پارسى را دربر كرد . همچنين بين همراهانش ، جامههايى با حاشيهى ارغوانى تقسيم كرد و به اسبانش ، زين و يراق پارسى بست .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 6 ، 6 ، 1 - 10 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 3 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 45 ، 1 - 3 )
( 2 ) .Oxathres( 3 ) . بىگمان در اين هنگام بود كه اسكندر ، هفس تيون را خيليارك نام نهاد ( ر . ك : ديودور ، 18 ، 48 ، 1 ) در واقع فرماندهى بر دربانان و نگهبانان شاهى ، يكى از امتيازهاى ويژهى خيليارك بود . - اين دربانان مادى و پارسى ، مجهز به نى ، بر نقوش پرسپوليس نشان داده شدهاند : ر ك به :M . Hinz , AltiranischeFund eundForchungen ( 1969 ) , pl . 20 . p . 66 ; pl . 22 , p . 71 ; pl . 28 , p . 80