آمده بودند « 1 » .
( 2 ) اسكندر پس از آنكه تمامى اين مردان را با خود همراه كرد ، راهش را پى گرفت و پس از 5 روز به ايالت سيتاسن « 2 » درآمد . « 3 »
چون تمامى ضروريات به وفور در اين سرزمين يافت مىشد ، چندين روز در آنجا اقامت كرد : وى مىخواست سپاه را پس از تحمل مرارتهاى راهپيمايى ، استراحت دهد . همچنين مىخواست به سازماندهى نظامى پرداخته ، برخى از سرداران را ترفيع درجه داده و سپاه را از حيث شمار و شجاعت سرداران ، قدرتمندتر سازد .
( 3 ) آنچه را تصميم گرفته بود ، اجرا كرد ؛ دقت بسيارى صرف انتخاب بهترينها نمود و بسيارى از فرماندهان درجهى پايين را ترفيع داده ، مسئوليتهاى بزرگى به آنها بخشيد : بدينسان مقام تمامى سردارانش را بالا برده ، دلبستگى آنان را نسبت به خويش تثبيت كرد .
( 4 ) او به وضع و حال شخصى سربازان ساده رسيدگى كرده و به منظور رفاه آنان ، تدابيرى اتخاذ كرد . بدينسان ، همه چيز را به بهترين شكل سروسامان داد . اين اقدامات ، تمامى سپاه را وفادار نسبت به فرمانده ، مطيع فرامين و صاحب شجاعتى فوقالعاده ساخت . در اين هنگام ، اسكندر به سوى نبردهايى كه برايش باقى مانده بود ، شتافت .
( 5 ) پس از آن كه به سوزيان « 4 » درآمد ، هديش پادشاهى مشهور شوش را بدون
هامش
( 1 ) . يا دقيقتر ، به منزلهى غلامان . يكى از جنبههاى تمركزگرايى فيليپ دوّم ، ايجاد يگان ( غلامان شاهى ) بود كه پسران اشرافزادگان مقدونى را اطراف فرمانروا گردهم مىآورد . در واقع آنها بسان نگهبان گارد شاهى عمل مىكردند و متضمن آن بودند . ن . ك به :F . Hampl , DerKonigderMaked onen ( 1934 ) , p . 71 ; A . Momigliano , Reepopoloinmaced onia primadiAlessandr omagno , Athenaeum 13 ( 1935 ) , p . 16( 2 ) .Sittacene( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 2 ، 1 ؛ متن آن مخدوش است . ) دربارهى سيتاسن ن . ك به :E . Herzfeld , ThepersianEmpire ( 1968 ) , p . 44 , n . 4( 4 ) .( Susiane )؛ سوزيان نامى است كه يونانيان به سرزمينى كمابيش مطابق ناحيهى خوزستان كنونى اطلاق مىكردند .