تغيير داد و از زمين و دريا ، با تمام توان ، بر باروها يورش برد . با ملاحظهى اين كه سمت اسلحهخانهها ضعيفترين نقطه بارو است « 1 » ، كشتىهاى سه رديف پارويى را كه دوبهدو ، با طناب ، به هم بسته شده بودند و مهيبترين ادوات جنگى را حمل مىكردند ، به آن سمت نزديك كرد . « 2 »
( 2 ) در اين مكان ، وى جرئت كرد كارى كند كه حتى ناظران نمىتوانستند باور كنند : از برج چوبين « 3 » ، پلى بر باروى شهر انداخت ؛ از طريق اين پل يك تنه بر بالاى بارو رفت ، بىآنكه از چشم سرنوشت بترسد و از خيل جنگجويان صوريايى هراسى به دل راه دهد . او كه ناظر دليرىاش ، سپاهى بود كه پارسيان را شكست داده بود ، به ديگر مقدونيان دستور داد او را همراهى كنند و راه را به آنها نشان داد . وى دشمنانى را كه به رويارويىاش مىشتافتند ، مىكشت ؛ برخى را با نيزه ، برخى ديگر را با شمشير و حتى كسانى را با لبهى سپر از پاى درآورد ؛ به طورى كه گستاخى رقيب را فرونشاند . « 4 »
( 3 ) در اين حين ، از سوى ديگر شهر ، ضربات كوبهها بخش وسيعى از بارو را فرو ريختند . مقدونيان از طريق شكاف ، داخل شدند در حالى كه اسكندر و يارانش پلهاى متحرك را گرفته به بالاى بارو رفتند : اين چنين شهر به تصرف درآمد . اما صوريان ، متقابلا ، به ايستادگى برخاستند و سنگرهايى در كوچههاى تنگ برپا كردند . « 5 » به غير از چندتن ، جملگى در حالى كه سلاح بر دست داشتند ، قتل عام شدند . آنان بيش از هفت هزار تن بودند .
( 4 ) شاه زنان و فرزندان را به بردگى كشاند و تمامى كسانى را كه مىتوانستند
هامش
( 1 ) . محل اسلحهخانهها مشخص نشده است ؛ ر . ك به :K . LehmannHartleben , op . cit , p . 286( 2 ) . برخى از اين كشتىها ، حامل كوبهها و برخى ديگر حامل برجهاى پلدار بودند .
( 3 ) . يقينا منظور برجى است كه كشتى آن را حمل مىكرد و اسكندر همراه آدمت و هيپاسپيستها بر بالاى آن رفته بود .
( 4 ) . كنت كورث ( 4 ، 4 ، 11 ) نيز همين رشادتها را نقل مىكند .
( 5 ) . در حاشيهى اين كوچهها ، خانههاى چند طبقه واقع بود ( استرابون ، 15 ، 2 ، 23 ) ؛ كوچههاى صور براى جنگهاى خيابانى آماده شده بودند : ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 4 ، 12 ) ؛ آريان ( 2 ، 24 ، 2 )