اينچنين زير بارانى از پرتابهها ، رقباى شجاع خويش را از پاى درمىآوردند . به كمك تركههاى داسدار ، طنابهايى را كه كوبهها بر آنها آويخته بود از زير قطع و اين ادوات را غيرقابل استفاده مىكردند . همچنين به كمك ادوات آتشافكن ، سيلى از فلزات گداخته را بر روى دشمنان پرتاب مىكردند كه به خاطر ازدحام دشمن ، همگى به هدف مىخوردند . از ديگر سوى ، به كمك اهرمها و لنگرهاى آهنى ، سربازانى را كه پشت نردههاى عرشهى جلوى كشتى موضع گرفته بودند ، از پاى درمىآوردند . « 1 »
( 5 ) اينچنين در سايهى نيروى كار فراوان توانستند تمامى ادوات جنگى دشمن را از كار انداخته ، بسيارى از مهاجمين را هلاك كنند .
45 .
( 1 ) وحشت به اوج خود رسيد و فجايعى كه در نبردها روى مىدادند غيرقابل تحمل شده بود ، بىآنكه عزم مقدونيان از اين جهت ، سست گردد : آنها كه از روى جسد همراهانشان ، كه يكى پس از ديگرى بر خاك مىافتادند ، مىگذشتند تيرهبختى ديگران را به منزلهى هشدارى براى خود تلقى نمىكردند .
( 2 ) اسكندر فلاخناندازها را در مكانهاى سوقالجيشى قرار داد و سنگهاى بزرگ را براى ايجاد شكافى در بارو پرتاب كرد ، حال آنكه از بالاى برجهاى چوبين ، منجنيقها ، بارانى از پرتابههاى گوناگون را پرتاب مىكردند كه بر سربازانى كه زير باروها جاى گرفته بودند ، زخمهاى كارى وارد مىكردند .
( 3 ) اما صوريان براى شكست دادن وى ، راهى پيدا كردند . در جلوى باروها ، چرخهاى مرمرين برافراشتند و آنها را به كمك جنگافزارهاى پرتابى مىچرخاندند : اينچنين ، اين چرخها پرتابههايى را كه از منجنيقها پرتاب مىشد ، خرد يا مسيرشان را منحرف مىكرد ؛ اين كار تمامى اثرات پرتابه را خنثى مىكرد .
( 4 ) از ديگر سوى ، چرمها و پوستها را دو لايه مىدوختند و داخل آنها را از جلبكها پر مىكردند : اينچنين ضربات گلولههاى رها شده از منجنيقها را مىگرفتند و اين تشكها وامىرفتند و بدينسان نيروى ضربهاى را كه اين تخته
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 4 ، 26 )