( 9 ) حال ، [ آن سرباز ] يا مىبايست سلاحش را رها مىكرد و مجروح مىشد ( زيرا بدنش عيان مىشد و دشمن بارانى از پرتابه به سويش پرتاب مىكرد ) يا مىبايست براى آنكه مايهى ننگ و بدنامى نشود سلاحش را نگاه مىداشت : اما در اين حال از بالاى برجهاى مرتفع به زير مىافتاد و كشته مىشد .
( 10 ) ديگر صوريان ، تورهاى ماهىگيرى را روى سربازانى كه بر پلهاى متحرك مىجنگيدند ، انداخته ، اينچنين مانع مىشدند كه آنها از دستانشان بهره گيرند ؛ آنگاه آنان را به پايين كشيده از بالاى پل متحرك به زير مىانداختند . « 1 »
44 .
( 1 ) براى آنكه بر شجاعت مقدونيان غلبه كنند ، آلات جنگى ديگرى اختراع كردند كه به كمك آنها مىتوانستند شكنجههاى وحشتناك و بىدرمان را بر جسورترين دشمنان اعمال كنند . در واقع سپرهاى برنزين و آهنينى ساختند و آنها را از شن پر كردند و پيوسته آنها را در معرض شعلههاى عظيم داغ كرده و اينچنين شن را مىگداختند . « 2 »
( 2 ) به كمك ماشينى ، اين شن را به سوى جسورترين جنگجويان پرتاب مىكردند و رنج جانكاهى را به كسانى كه مورد اصابت واقع مىشدند ، وارد مىكردند . در واقع شن وقتى فرومىريخت زير زرهها و جامگان سرانده مىشد ؛ به خاطر داغى بيش از حد ، گوشتهاى تن را مىسوزاند بىآن كه يارى رساندن به اين بيچارگان ممكن باشد .
( 3 ) بدينسان همهگونه فريادهاى ملتمسانه سرمىدادند ، همچون افرادى كه زير شكنجه قرار مىگرفتند ، اما كسى نبود كه به يارىشان بشتابد . حال آنكه بر اثر اين رنج جانكاه دچار جنون مىشدند : از دردى بىدرمان جان مىسپردند كه حس ترحم آدمى را برمىانگيخت .
( 4 ) همزمان ، فينيقيان ، آتشپارهها ، سنگها و زوبينها را پرتاب مىكردند و
هامش
( 1 ) . پيش از اين انهتاكتيسى به اين شيوه اشاره كرده است ( 39 ، 6 ) ؛ ر . ك به :P . Ducrey , Letraitementdesp risonniersdeguer redanslaGrececla ssique ( 1968 ) , p . 167 , n . 1( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 4 ، 25 ) . صوريان - فنآوران شيشه - هنر گداخته كردن شن را در اختيار داشتند .