صوريان كه مىخواستند امنيتى را كه باروى شهر براى آنها فراهم مىكرد دو چندان كنند در پنج ارشى پشت آن ، باروى ديگرى به پهناى ده ارش ساختند . آنگاه به كمك سنگ و خاك ، گودى ميان دو بارو را پر كردند . « 1 »
( 4 ) اسكندر ، به نوبهى خويش ، كشتىهاى سه رديف پارويى را دوبهدو محكم به هم وصل كرد و بر روى هريك از پلها ، ادوات جنگى گوناگون قرار داد .
وقتى حدود يك پلتر از بارو را فروريخت ، مقدونيان از طريق شكاف به درون شهر شتافتند .
( 5 ) اما صوريان ، مهاجمان را زير بارانى از تير گرفتند و آنها را با دشوارى به عقب راندند . وقتى شب فرارسيد ، صوريان آن قسمت از بارو را كه فرو ريخته بود بازسازى كردند . « 2 »
پس از آن ، چون راه خاكى به بارو رسيده بود و اينچنين شهر را شبه جزيره كرده بود ، هنگامى كه به باروها يورش مىبردند ، چندين نبرد بزرگ روى داد .
( 6 ) در واقع ، صوريان چون خطر را به چشم مىديدند و مىدانستند تسخير شهر چه فاجعهاى را در برخواهد داشت ، چنان شور جنگى سراسر وجودشان را فراگرفت كه از مرگ باكى نداشتند !
( 7 ) مقدونيان از برجهايى كه به اندازهى بارو مرتفع بودند ، بالا مىرفتند و اينچنين مىتوانستند پلهاى متحرك را پرتاب كنند و جسورانه بر بالاى باروها روند . اما صوريان به لطف نبوغ مبتكرانهى فنىكارانشان ، براى برتافتن يورش چارهاى انديشيدند .
( 8 ) در واقع ، آنان چنگكهاى سه شاخهى نسبتا بلندى ساختند كه با دست آنها را به سوى سربازان مستقر بر برجها ، پرتاب مىكردند . وقتى اين زوبين را كه به آن طنابى متصل بود بر سپر سرباز دشمن فرو مىكردند ، طناب را گرفته و به سوى خويش مىكشيدند .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 3 ، 13 ) . شيوهى توصيف شده متداول بوده است : ديوار بارو داراى 2 رويهى به هم وصل شده بود كه فواصل بين آن دو از سنگ ريزه و خاك پر مىشد .
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 2 ، 22 ، 7 )