همچنين سيمون ، ميرونيدس ، پريكلس « 1 » و برخى ديگر ؛ در سيسيل ، ژلون پسر دينومنس « 2 » و نيز شمارى ديگر .
( 3 ) با وجود اين ، اگر مقايسهاى بين ويژگىهاى اين اشخاص و توانايىهاى جنگاورى اپامى نونداس به عمل آوريم ، درمىيابيم كه شايستگى وى بسيار بيشتر است . در هريك از اين اشخاص ، تنها يك مهارت به چشم مىخورد كه آنها را به شهرت رساند ، در مقابل ، تمامى فضايل در اپامى نونداس گردهم آمده بودند . او به واسطهى نيروى جسمانى ، سخنورى ، روح و الا ، بىاعتنايى به ثروت ، درستى رفتار و بهويژه شجاعت و هوشش در فرماندهى ، از همگان بسيار سرتر و بالاتر بود « 3 » .
( 4 ) بههمين دليل وقتى زنده بود ، ميهنش سيادت بر يونان را فراچنگ آورد و با مرگش ، آن را از دست داد « 4 » . از آن پس موقعيت و اهميت ميهنش ، همواره تنزل يافت و عاقبت بهخاطر بىخردى سرانش ، به بردگى و ويرانى كشيده شد . چنين بود فرجام اپامى نونداس كه شايستگىاش از طرف همگان ستوده مىشد .
89 .
( 1 ) پس از جنگ ، يونانيان كه مىديدند ، پيروزى ، جايش را به نزاع و مشاجره داده است و شجاعت خويش را به رخ يكديگر كشيده و از اين حيث ، به همآوردى مىپرداختند ، از جنگهاى پىدرپى به ستوه آمده ، با هم سازش كردند ؛ آنها صلحى مشترك و پيمان اتحادى منعقد ساختند « 5 » ؛ آنها حتى مسنىها را وارد
هامش
( 1 ) .( Pericles )؛ ( 495 - 429 پ . م ) از رجال بزرگ آتن كه عصر وى - معروف به عصر پريكلس - از درخشانترين ادوار علم و هنر يونانى بود .
( 2 ) .Deinomenes( 3 ) . ستايشها و تمجيدات طولانى ديودور معمولا يادآور كارهاى بزرگ شخصيتهاست ؛ ر . ك به :
ستايش از تميستوكل ( 11 ، 58 - 59 ) و ستايش پلوپيداس ( 15 ، 81 ) . امّا برعكس ، در اينجا بسيار به شخصيت قهرمان مىپردازد و فهرستى از فضايلش ارائه مىدهد . پارهاى از فضايل برشمرده در اينجا ، به تمامى سران و فرماندهان نسبت داده شده ، امّا پارهاى ديگر ، به ندرت در اثر ديودور ذكر شدهاند .
( 4 ) . ر . ك به : بند 79 ، 2 . همين عقيده توسط افور نيز بيان شده است .
( 5 ) . صلح همگانى ، بهطور يقين ، در سالهاى 362 - 361 پ . م روى داده است و نه 363 - 362 پ . م ؛ ر . ك به : پلوتارك ( آژزيلاس ، 35 ، 2 - 3 ) و پوليب ( 4 ، 33 ، 8 - 9 ) . همچنين به يقين نمىتوان اظهار داشت كه اتحادى در بين بوده است .