( 6 ) ابتدا سپردارش را فراخوانده از او پرسيد كه آيا سپرش را از ميدان به دربرده است ؛ شخصى ديگر به وى پاسخ داد « آرى » و سپر را مقابل ديدگانش قرار داد .
اپامى نونداس باز از او پرسيد كه چه كسى پيروز شده است : پيش خدمت به وى پاسخ داد كه پيروزى از آن بئوسيان شد . وى گفت : « حال زمان مرگ است . » و دستور داد تا نيزه را از سينهاش بيرون كشند . دوستانش كه گرداگردش حلقه زده بودند ، داد و فغان سر دادند ؛ كسى گريان به او گفت : « اپامى نونداس ، تو بدون فرزند خواهى مرد . » . او پاسخ داد « نه ، از سوى زئوس ، من دو دختر از خويش برجاى مىگذارم ، پيروزى لوكتر و پيروزى مانتينه » .
و وقتى نيزه از تنش بيرون كشيده شد ، با آرامش جانبهجان آفرين تسليم كرد .
88 .
( 1 ) ما هرگز از ستايش و تحسينى كه سزندهى نيكمردان در هنگام مرگشان است ، غفلت نورزيدهايم « 1 » .
بدينسان ، به عقيدهى ما ، نارواست بىآنكه به مرگ شخصى چون او اشارهاى كنيم ، بگذريم . در واقع ، به نظر من ، وى نه تنها به واسطهى مهارت و تجربهى نظامى از معاصرين خويش پيشى گرفت ، بلكه بهخاطر رفتار نيكو و روح بزرگش نيز ، سرآمد آنها بود .
( 2 ) در دوران اپامى نونداس مردانى نامى روزگار مىگذرانيدند : پلوپيداس تبايى ، تيموته و كونون « 2 » آتنى ، خابرياس و ايفىكرات ؛ همچنين آژزيلاس اسپارتى كه به دورهاى كمى پيشتر تعلق دارد . همچنين هنگام جنگ عليه مادها و پارسها در ادوار پيشين نيز ، مردانى نامى مىزيستند . در آتن « 3 » ، سولون « 4 » ، تميستوكل ، ميلتياد ،
هامش
( 1 ) . ر . ك به : همين كتاب ( 1 ، 1 )
( 2 ) . كونون به نسلى پيش ، تعلق دارد .
( 3 ) . ديودور شخصيتهاى قرن 6 ( سولون ) ، ابتداى قرن 5 ( تميستوكل و ميلتياد ) و اواسط قرن پنجم پ . م را بدون رعايت ترتيب زمانى ذكر مىكند . دربارهى ميرونيدس ن . ك به : روايت و ستايشهاى ديودور در كتاب يازدهم ( 81 - 83 ) .
( 4 ) .( Solon )( 640 - 558 پ . م ) ؛ قانونگذار ، شاعر و مؤسس دموكراسى در آتن كه يكى از حكماى هفتگانه محسوب مىشود . وى نخستين شاعر آتيك نيز بوده است .