شده بودند ، به آنها پيوستند .
( 5 ) بارى ، طراحان اين توطئه ، پشيمان شدند و نقشهى حمله را براى بئوتاركها فاش ساخته و ديگر توطئهگران را لو دادند ؛ اين خدمت ، موجب نجات جانشان شد . سرداران ، سوارهنظام اورخومن را دستگير و آنان را در برابر مجمع عمومى قرار دادند ؛ عموم با رأىگيرى برآن شدند تا آنها را اعدام كرده ، اورخومنيان را به بردگى كشانده و شهرشان را ويران كنند . در واقع از ديرزمانى پيش ، تباييان با اين مردم - بهخاطر خراجى كه مىبايست در دورهى قهرمانى ( هراكلس بعدها آنان را از دست مينيانها « 1 » آزاد كرده بود ) به مينيانها پرداخت مىكردند - در دشمنى بودند .
( 6 ) بنابراين تباييان اين فرصت را مناسب ديده از اين عذر موجه براى كينستاندن ، بهره جستند : آنها عليه اورخومن لشكركشى و شهر را تصرف كردند ، مردم را قتل عام كردند و زنان و فرزندانشان را به بردگى كشاندند « 2 » .
80 .
( 1 ) حدود همين دوره ، تساليان كه در طى جنگ با آلكساندروس ، جبارفرس ، شكستهاى بىشمارى متحمل شده و افراد زيادى را از دست داده بودند ، نمايندگانى را به تب گسيل داشتند و از تباييان خواستند به ياريشان آمده ، پلوپيداس را به عنوان فرمانده براى آنها روانه سازند « 3 » . تساليان مىدانستند كه پلوپيداس از زمانى كه توسط آلكساندروس اسير شد ، كينه و دشمنى وى را در سينه دارد . همچنين از شجاعت بىنظير و زيركىاش در فرماندهى آگاه بودند .
( 2 ) مجمع مركزى بئوسيان « 4 » تشكيل شد ؛ فرستادگان آنچه را دستور داشتند بازگويند ، عرضه داشته و بئوسيان هر آنچه را كه تساليان خواسته بودند ، در اختيارشان گذاردند : آنها حدود هفت هزار نفر را در اختيار پلوپيداس قرار دادند و به او دستور دادند بىدرنگ به يارى آنانى كه به وى احتياج دارند ، بشتابد . زمانى كه
هامش
( 1 ) .Minyens( 2 ) . ر . ك به : دموستن ( عليه لپتين ، 109 )
( 3 ) . دربارهى درخواست تسالىها ؛ ر . ك به : پلوتارك ( پلوپيداس ، 31 ، 1 - 2 ) .
( 4 ) . بر پايهى نظر پلوتارك ، مجمع تباييان . ر . ك به : پلوتارك ( پلوپيداس ، 31 ، 2 ) .