( 2 ) در اين سال ، پيزاتها شكوه و اعتبار پيشين سرزمينشان را بازگرداندند .
آنها به اساطير و وقايع گذشتهى خويش تكيه كردند و سعى كردند ثابت كنند برگزارى جشن المپى به آنها بازمىگردد . آنها براين گمان بودند كه اينك از فرصت بىنظيرى برخوردارند تا حقوق خويش را در مورد برگزارى مسابقه استيفا كنند و پيمان اتحادى را با آركاديان - دشمنان اليديان - منعقد ساختند . آنها هنگامى كه عليه اليديان - كه در حال برگزارى مسابقه بودند - لشكركشى كردند ، آركاديان را در كنار خويش داشتند « 1 » .
( 3 ) اليديان با تمام قوا ايستادگى كرده و جنگ سختى درگرفت . تماشاچيان اين نبرد يونانيانى بودند كه با تاجى برسر ، در اين جشن شركت جسته و با آرامشخاطر و بىآنكه خطر كنند به تشويق اعمال شجاعانهى دو طرف مىپرداختند . عاقبت پيزاتها پيروز شدند و مسابقه را برگزار كردند ؛ به دنبال آن ، اليديان اين بازىهاى المپيك را در فهرستهاى رسمى قرار ندادند ، زيرا بر پايهى نظر آنها ، برگزارى اين مسابقات با زور و به ناحق صورت گرفته بود .
( 4 ) همزمان با اين رخدادها ، اپامى نونداس تبايى ، كه از اعتبار زيادى نزد هم شهريانش برخوردار بود ، آنان را به مجمع عمومى فراخواند و در مقابل آنها سخنرانى نمود و ترغيب و تشويقشان كرد براى كسب سيادت بر دريا ، از هيچ تلاشى دريغ نورزند .
در طى اين نطق آتشين ، او زمان زيادى را وقف انديشيدن مىنمود و سعى مىكرد نشان دهد كه اين اقدام سودمند و شدنى است . او به ويژه اين دليل را مىآورد كه وقتى قدرتمندترين نيروى زمينى را در اختيار داشته باشند ، به چنگ آوردن سيادت بر دريا ، آسان است : براى مثال هنگام جنگ با خشايارشا ، آتنيان كه
هامش
( 1 ) . ديودور كه از لشكركشى دوّم سخنى به ميان نمىآورد ( دربارهى اين لشكركشى ر . ك به : گزنفون ، 7 ، 4 ، 16 - 18 ) لشكركشى سوّم را در حد نبردى براى برگزارى بازىهاى المپيك تنزل مىدهد : روايت گزنفون به روىدادهاى ديگرى اشاره دارد ( ر . ك به : 7 ، 4 ، 19 - 27 ) . وانگهى دو مورخ بازىهاى 364 را به گونهاى متفاوت حكايت مىكنند . بر پايهى نظر گزنفون كه روايتش ارجحيت دارد ؛ آركاديان و پيز برگزاركنندهى مسابقه بودند كه سپاه اليديان مداخله كرده و نبردى را آغاز كردند كه توانستند پيروزى را از آن خود كنند .
براى اطلاع بيشتر ر . ك به : گزنفون ( 7 ، 4 ، 28 - 33 )